تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
شكل إيوان طلايش را اگر باشد نظير * صبح در مشرق مگر عكسي از آن است آفتاب
تزيين اوّل : بدان كه لفظ « كمال » به معنى تمام است وممكن است كه در فقرهء شريفه مراد از اضافه أو به حق سبحانه ، حصول وجود كمالات وجود باشد بالفعل ؛ چنان كه بعضي از علما نسبت داده است به طايفهء حكما كه گفته‌اند : واجب الوجود تمام است . ومراد از « تمام » موجودى است كه وجود وكمالات وجودش بالتمام در خود از خود بالفعل حاصل باشد ومستكمل به هيچ امرى كه خارج از خود باشد نباشد وهيچ چيز از جنس وجودش نيز حاصل براي غير أو نباشد واين چنين موجود منحصر است در واجب الوجود ؛ چه هر موجودى غير واجب الوجود ، يا كمالات وجودش بالقوة است ومستفاد از خارج مانند انسان مثلًا ، ويا كمالات وجودش در أو حاصل است بالفعل ليكن از غير نه از خود مانند عقول مجرده ، ودر هر دو قسم وجودش حاصل است از غير وجنس وجودش حاصل است براي غير ؛ چه هر كدام متعددند يا بالنوع يا بالاشخاص نيز . ومراد از فوق التمام موجودى است كه با وجود تماميّت وجود ( غيرو ) « 1 » كمالات وجود غير نيز فايض از أو باشد كأنّ كه وجود كمالات از أو به سر آمده وبه ديگران رسيده وانحصار اين چنين موجود در واجب الوجود ظاهر است . پس وجودات وكمالات وجودات جميع ممكنات ، رشحى است به روشى بلا تشبيه از وجود فوق التمام واجب الوجود . تزيين ثاني : اگر چه مراد از لفظ كمال در فقرهء مشروحه - چنانچه معلوم شد - أعم است از كمال ذات وكمال صفات وكمال افعال ، لكن تخصيص آن به كمال افعال به وجهي كه در مقدمه مذكور شد ، در اين مقام أليق وانسب است ، چنانچه انسب از آن نيز تفسير آن لفظ است به مظهر آن ؛ زيرا كه مدخليت آن تفسير در تعظيم خالق رحمن بيشتر است وشايد در بعض از فصول آتيه - إن شاء اللَّه - وجه انسبيت آن مذكور
هامش
( 1 ) . ظاهراً درون پرانتز زائد است .