تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
داده‌ام از دست ، نقد عمر وبا دست تهى * رو به سوى درگه فضل اله آورده‌ام چون خداوند جهان ، پروردگار رحمت است * لا جرم بر درگهش « 1 » روى سياه آورده‌ام نيستم شرمنده گر خواهان لطف ايزدم * گر فقيرم حاجت خود نزد شاه آورده‌ام مسكنت پيش بديع آسمان‌ها برده‌ام * معذرت نزد خداى مهر وماه آورده‌ام هم به الطاف الهى ره به مقصد يافته * هم به توفيقات يزدان رو به راه آورده‌ام بارگاه پادشاهانم نيايد در نظر * تا كه روى خويش بر اين بارگاه آورده‌ام شكر ايزد كز لقب فارغ شدم تا خويش را * در پناه دولت اين پادشاه آورده‌ام تا گل مقصود چشمم از زر الطاف دوست * بهر إكسير كرم پيش گياه آورده‌ام خوب تا گردد معيّن بخشش پروردگار * هر چه آوردم در اين درگه گناه آورده‌ام اوست بي شك آن كه هر حاجت شود از وى روا * من نه حاجت پيش وى از اشتباه آورده‌ام پادشاها ! حفظ كن ما را ز شرّ دشمنان * خاصه آن دشمن كز أو ، سويت پناه آورده‌ام
هامش
( 1 ) . خ . ل : سوى خدا .
ميراث حديث شيعه — صفحة 210 | مهدى مهريزى / على صدرائى خوئى