وَالْفَضْلُ ما شَهِدَتْ بِهِ الأعْداءُ .
وقيل في مدحه أيضاً :
چون شبيه دُلدُل شاه جهان است آفتاب * زان جهت پايش به چشم آسمان است آفتاب
حيدر صفدر يد اللَّه حجة اللَّه كز أزل * حلقه بر گوش درش چون بندگان است آفتاب
آسمان ، درگاه شاهنشاه وچون جمشيد جم * اندر آن درگاه عالي پاسبان است آفتاب
مىتوانم گفت از بهر وى ار نبود غروب * كز فروغ ذو الفقار وى نشان است آفتاب
ديدمش از چشم دل در رزم با أصحاب خويش * گفتم : اينك خسرو سيّارگان است « 1 » آفتاب
آستانش را اگر خواهى بدانى پايه چيست * حلقهاى از مصرع آن آستان است آفتاب
هامش
( 1 ) . در نسخهء أصل : « خسرو بر ستارگان است . . » آمده كه با وزن شعر سازگار نيست . آنچه در متن درج شد از نسخهء روضاتى اخذ شده است .