تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
تعالى اللَّه زهى بودى كه هر بود * ز بهر بود أو گرديد موجود
تزيين أول : بدان كه لفظ جلال مصدري مضاعف [ است ] كه جليل كه يكى از أسماء خالق بىعديل است مأخوذ از آن گرديده وآن اسمى است راجع به قدرت پروردگار صانع [ كه ] به معنى بزرگوارى وعظمت شأن حضرت بارى استعمال گرديده ؛ بدان جهت كه صغير است در نزد أو هر بزرگى ، وحقير است در مقابل أو هر جليلى كَما يقال : جل فلان اى عظمته . « 1 » براي يافتن جاه ومنصب عالي وبزرگى وحشمت بين الناس مداومتش بين الناس اثرى عظيم دارد ، وعدّهء كبيرش هفتاد وسه ، وسيطش « 2 » ده وصغيرش يكى است . مروى است كه هر كه : « يا جليل » بسيار بگويد ، هر كس أو را بيند ، تعظيم وتوقير وى كند وچون به مشك وزعفران بنويسد وبخورد ، بزرگ ونزد انسان ، عزيز وسرافراز باشد . تزيين دويُم : چون از خداوند متعال وپروردگار لم يزل ولا يزال سؤال نمودى به حق عظمت وجلال وبزرگى واجلال أو بايد كه دلت با زبان موافق وگفتارت با اعتقاد مطابق باشد ، وفى الحقيقة خداى خود را جليل وپروردگار خود را بىمثل وعديل بدانى . وأعانت مىنمايد تو را بر اين معنى آن كه نظر نمايى در مصنوعات پروردگار وتفكر نمايى در مخلوقات خالق ليل ونهار ، از آسمانها وآنچه در آنهاست از ستارگان وماه وخورشيد وحركات ودوران آنها در حال طلوع كردن وغروب نمودن ، وزمين وآنچه در اوست از كوه‌ها ومعدن‌ها ونهرها ودرياها وحيوان‌ها وگياه‌ها ودرخت‌ها ، وآنچه در ميان زمين وآسمان است از ابرها وباران‌ها وبرق‌ها ورعدها وبرف‌ها وصاعقه‌ها وبادها ، وعجايب آنچه در بدن تو تعبيه نموده ، وغرايب آنچه در تن تو خلقت فرموده از عظام ولحوم وشحوم وعضلات واعصاب وعروق و
هامش
( 1 ) . كذا ، صحيح عبارت قريب بدين مضمون است : أَجَلَّ ( جَلَّلَ ) فلاناً أي عَظَّمَهُ ؛ يا جَلَّ فلانٌ أي عَظُمَ در اقرب‌الموارد ، ج 1 ، ص 133 مىگويد : جَلَّلَ الرجلَ : عَظَّمَهُ . . . أجَلَّه : عَظَّمَهُ . ( 2 ) . نسخهء أصل : وسبطش . متن مطابق با نسخهء روضاتى مىباشد .