وفاعله قوّتى است كه عضلات وأدوات تحريك را مهيّاى تحريك كند به قبض وبسط وكشيدن ورها كردن .
واما صنف دوم از قوا يعنى قواى نباتيه - وآن را طبيعية نيز گويند - پس اگر مقارن شعور واراده بود ، نفسانية والّا طبيعية خوانند . وأصول اين سه قُوا سه است : غاذيه وناصيه ومولّده ، وتفصيل آن مناسبت با وضع اين مختصر ندارد .
بعد از اين كه اين مطلب مشخص شد مىگوييم : آنچه از موجودات كه به يكى از پنج قوه كه در ظاهر است وآنها را حواسّ ظاهره مىگويند احساس شود ، آن محسوس را صورت آن موجود مىگويند ؛ چه آن موجود محسوس ، مُبصَر باشد وچه مسموع وچه مشموم وچه غير آن ، وآنچه از آنها كه به يكى يا زيادتر از حواس ظاهره محسوس نشود ، آن را معنى گويند .
وچون معلوم شد فرق ميان صور ومعاني ، ظاهر شد كه جمال از صفات مشتركهاى است كه متّصف مىشود به آن هر يك از دو سلسلهء موجودات صورية ومعنوية ، چه آن موجود متّصف به وصف جمال در وصف مذكور مختار باشد وچه مضطر .
تزيين سوم : خلاف كردهاند متكلمين در اين كه أنبيا افضلاند از ملائكة يا ملائكة أفضل از أنبيا ؟ متكلمين شيعه وجمهور اشاعره بر مذهب اوّلاند وجمهور معتزله وبعضي از علماى اشعريه بر مذهب ثاني .
ومتمسكاند فرقهء أولى به وجوه نقليه وعقلية مانند امر ملائكة به سجود آدم وتعليم آدم اسما را به ملائكة واصطفاى حق سبحانه وتعالى أنبيا را از عالميان كه ملائكة از آن جمله است ، ومانند وجود قوّت مضادّه من الشهوة والغضب في الأنبياء دون الملائكة .
واز جناب مقدّس رضوى - عليه التحية والثناء - نقل شده از آباء طاهرين خود عليهم السلام از پيغمبر صلى الله عليه وآله كه فرمودند :
« مَا خَلَقَ اللَّهُ خَلْقاً أَفْضَلَ مِنّي ولا أَكْرَمَ عَلَيْهِ مِنّي » ،
حضرت أمير عليه السلام فرمود كه : پس گفتم :
« يَا رَسُولَ اللَّهِ ، فَأَنْتَ أَفْضَلُ أوْ جَبْرَئِيلُ ؟ »
يعنى تو فاضلتر مىباشى يا جبرئيل ؟ آن حضرت فرمود :
« يَا عَلِيّ ، إنّ اللَّهَ - تَبَارَكَ وَتَعالى - فَضَّلَ
ميراث حديث شيعه — صفحة 177
مساهمون: مهدى مهريزى
ص١٧٧