تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
صالح نيست ارجاع آن به چيزى مگر به جمال ، ودر اين هنگام همان دو اشكال كه در مرجع ضمير « أبهاه » در فقرهء أولى وارد آمده ، در اين جا نيز وارد مىآيد وجواب از آن به يكى از چهار وجه كه در آن جا مذكور شد معلوم مىشود وهمچنين است حال در بسيارى از فقرات آينده . تزيين دوم : صاحب كتاب مجمع البحرين رحمه الله « 1 » تصريح كرده است در كتاب مزبور بر اين كه « جمال » به معنى حسن افعال وكمال أوصاف وخصال است واز صفات مشتركه‌اى است كه واقع مىشود بر صور ومعاني ، وچون تفهيم اين مطلب موقوف است بر ترسيم مقدمه‌اى در بيان قواى انساني تا فهميده شود از آن فرق فيما بين صور ومعاني پس مىگوييم كه خداوند عالَم - جلّت عظمته - از براي لطيفهء شريفهء ربّانى ، يعنى نفس ناطقهء انساني قوّت‌هايى خلق فرمود كه در آن قوّت‌ها نفوس حيوانية نيز با أو شريك‌اند ، وقوّت‌هاى ديگر آفريده كه در آنها نفوس حيوانية ونباتيه هر دو با أو شريك‌اند . صنف أول را قواى حيوانيّه گويند ، وصنف دوم را قواى نباتيّه . اما قواى حيوانية بر دو گونه است : مدركه ومتحركه . اما مدركه ده قوّت است : پنج در ظاهر وپنج در باطن ، اما پنج در ظاهر پس آن قوهء باصره وسامعه وشامّه وذائقه ولامسه است ، واما پنج در باطن پس آن حسّ مشترك وخيال ووهم وحافظه ومتخيّله است . واما قوهء متحركه پس آن منقسم مىشود به باعثه - وشوقيّه نيز گويند - وبه فاعله . باعثه قوتى است كه هر گاه مرتسم شود در خيال ، صورت امرى كه مطلوب باشد حصول وى يا مطلوب باشد دفع وى ، باعث شود قوهء فاعله را بر تحريك اعضا . پس اگر باعث بر تحريك ، طلب امر مطلوب الحصول باشد ، قوهء شهويّه خوانند واگر به جهت دفع امر مهروبٌ عنه باشد ، قوهء غضبيّه گويند .
هامش
( 1 ) . در مجمع البحرين ( ج 6 ، ص 29 مادهء جسم ) چنين مىگويد : ورجل له جسم وجمال : أيمتانة وحسن . همچنين‌مراجعه شود به : العين خليل ، ج 6 ، ص 142 ( جمل ) وج 1 ، ص 239 ( عجم ) ؛ لسان العرب ، ج 11 ، ص 126 ( جمل ) .