تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
شيرازهء مصحف رسالت * ديباچهء زبدهء جلالت يعنى كه حبيب حىّ سرمد * تاج سر أنبيا محمد
تزيين أول : به تحقيق كه اشتهار يافته است در كتب نحويه اين كه اسم تفضيل به يكى از سه وجه بايد استعمال شود : أول : با لفظ « من » چه مذكوره باشد مثل « زيد أفضل من عمرو » وچه محذوفه مثل « اللَّه أكبر » أي من كلّ شيء . دويم : با الف ولام عهد مثل « زيد الأفضل » و « هند الفضلى » . سيّم : به اضافه شدن آن وصف به سوى مفضّل عليه مثل « هُوَ أَفْضَلُ رَجُلٍ » و « هِيَ أَفْضَلُ امْرَأَةٍ » . پس اسم تفضيل در وجه أول از وجوه ثلاثة هميشه مفرد مذكر استعمال مىشود ، چه موصوف با أو موافق باشد وچه نباشد ، ودر وجه دويم مطابق موصوف خود آورده مىشود ، ودر وجه سيّم در آن تفصيلي است وآن اين است كه اگر اضافه به اسم نكره شود استعمال أو مثل استعمال با لفظ « من » خواهد بود واگر اضافهء به اسم معرفه شود پس اگر قصد شده باشد تفضيل أو بر مضاف اليه ، واجب است كه موصوف أو فردى از مدلول مضاف اليه بوده باشد من حيث هو ، لا من حيث المفضوليّة ، وجايز است در اين صورت مطابقهء آن با موصوف وعدم مطابقه ، واگر قصد شده باشد تفضيل بر جميع ماعداى أو نه مضاف اليه بخصوصه ، پس بايد مطابق با موصوف خود استعمال شود به اجماع كلّ نحات . وقول محقق بهايى رحمه الله در صمديّه آن جايى كه مىفرمايد : « وَإِنْ قَصَدَ تَفْضِيلَهُ مُطْلَقاً فَمُفْرَدٌ مُذَكَّرٌ مُطْلَقاً نَحْوُ يُوسُفُ أَحْسَنُ إِخْوَتِه . . » إلى آخره ، غلطى است واضح كه از نسّاخ واقع شده وحاشا كه مثل چنين اشتباهى را به ايشان نسبت توان داد ، وَلَنِعْمَ مَا قِيلَ :
فَكَمْ أَفْسَدَ الرّاوِي كَلاماً بِفِعْلِه * وَكَمْ حَرَّفَ الْمَنْقُولَ قَوْمٌ وَاصْفَحُوا وَكَمْ نَاسِخٍ أَضْحى لِمَعْنى مُعَبِّرٍ * وَجَاءَ بِشَيْءٍ لَمْ يُرِدْهُ الْمُصَنِّفُ
بعد از معلوميّت اين مطلب مىگوييم كه : اسم تفضيل در اين فقرهء شريفه بر وجه سوم از وجوه ثلاثة استعمال شده ومضاف اليه أو ضمير مذكور در « باء جمله » است و