تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
واين در صورتي است كه « بأبهاه » ظرف مستقر بوده باشد چنانچه مذكور شد . يا تقدير كلام چنين است كه : « اللهم إنِّي أسألك متمسّكاً إليك بمظهر بهائك » أو « بأبهى مظهره . . » إلى آخره ، در صورتي كه بأبهاه ظرف لغو باشد به تقديرى كه ذكر شد ، چه در اين صورت ظرفيّت أو ظرفيت بدليّه است ومبدلٌ منه در حكم سقوط . چهارم : به آنچه در مقدمه اشاره به آن شد ، وحاصل آن اين است كه : هر يك از لفظ « بهاء » و « أَبْهى » در معنى خود استعمال شده باشد بدون حاجت به صرف نمودن هر يك از معنى ظاهر خود ، ومراد به تغيير تعبير از « بهاء » و « أبهيّ » به « بهيّ » تكثير وسائل سؤال وتعميم افراد حسن وجمال بوده باشد به اين كه مراد به « بهاء » بهاء ذاتي ومراد به « أبهى » بهاء مستفاد از مظاهر صفاتى باشد كه قطع نظر از مظاهر كرده ، كِلَا القِسْمَين مصداق بهىّ مىباشند ، چنانچه فقرهء مؤكّده كه فقرهء ثالثه بوده باشد ، نيكو اشعارى بر اين معنى دارد . پس كأنّه حاصل معنى كل سه فقره اين مىشود كه : خداوندا ! من سؤال مىكنم تو را در حالتي كه قسم دهنده‌ام تو را از ميان صفات به صفت بهاء تو كه عبارت از بهاء ذاتي تو بوده باشد مع ابهائى « 1 » از بهاى فعلى تو وحال آن كه قطع نظر از مظاهر بهاء كرده ، همهء افراد بهاء نيكو بهائى هستند ، وتفضيل وتفضّل ومفضّليّت در ميان آنها نيست . واز اين تقرير ظاهر مىشود وجه ثالثى از براي لفظ در « أبهاه » كه آن معنى مصاحبت ومعيّت است ، چنانچه وجوه ديگرى علاوة بر تقريرات وتقديرات مزبوره به نظر مىرسد كه اين مختصر گنجايش ذكر آنها ندارد . بيت
گر نويسم جمله را بي حد شود * مثنوى هفتاد من كاغذ شود
ولكن بعضي از آن در ضمن فصل شانزدهم خواهد آمد ان شاء اللَّه .
هامش
( 1 ) . در مخطوط : ابهاى .