عروجى ورجوعي « 1 » كه قوس نصف ديگر دايره است ، بر يك يك مرتبه از اين مراتب ، گذر مىبايد كردن وبا هر منزلي آشنا شدن وتسخير معاني هر مرتبه به تسيّر به سيرت آن مرتبه نمودن .
نظم
چراغ « 2 » مرد معنى آشنايى است * به قدر آشنايى روشنايى است
تا آنگه كه ملكهء ساير به حدّى رسد كه هرگاه خواهد ، رجوع به طرف مقصود ، به سهولت تواند كردن وبه نهايت مراتب موحّدان كامل وعارفان مقبل كه آن وصول است به سعادت لقاء اللَّه وحصول بقاء باللَّه « 3 » بعد الفناء في اللَّه وآن را « صحو بعد المحو » نيز خوانند ، تواند رسيدن ونيز از قوّتهاى عوالم باطني ، آنچه مسخّر أو گشته باشد ، به ظاهر تواند آوردن كه كرامات عبارت از آن است وآنچه حضرت نبوي عليه السلام « 4 » فرمود كه : « العود أحمد » « 5 » تنبيه بر رفعت شأن اين أصحاب رجعت است .
نظم
فقد سألوا وقالوا : ما النهاية ؟ * فقال : هي الرجوع إلى البداية
اگر مردى برون آي وسفر كن * هر آنچ « 6 » آيد به پيشت زان گذر كن
مياسا روز وشب اندر مراحل * مشو موقوف همراه « 7 » رواحل
خليلآسا برو حق را طلب كن * شبى را روز وروزى را به شب كن
امّا أول مرتبه كه گذر بر أو واقع است ، حيوانيّت است كه در سلسلهء فيض وجود وتكوين ، مقدّم « 8 » بر انسانيّت است ودر رتبهء قبول كمال ، تأليف
و
هامش
( 1 ) . ف : - ورجوعي .
( 2 ) . ف : + / اى .
( 3 ) . ف : بقاء اللَّه .
( 4 ) . ف : صلى اللَّه عليه وآله .
( 5 ) . گفتهء أبو بكر است ( نك : الدرّ المنثور ، ج 5 ، ص 150 ) وآن مثلي است كه بدان تمثّل مىجستهاند . نك : الصّحاح ، جوهري ، ج 2 ، ص 467 .
( 6 ) . ف : هرآنچه .
( 7 ) . م ، ف : + / و . متن ، تصحيح قياسي است .
( 8 ) . ف : - مقدّم .