ترتيب « 1 » وتركيب خواص انزل وانقص از اوست ؛ چه هرچه در حيوان از قوا وحواس وغيرها هست ، جمله در انسان هست معالزياده كه قوهء نطق وادراك كلّيات است وسير بر اين مرتبه كه آن بر تسيّر به سيرت أو ميسّر بود ، چنان است كه هر فعلى از افعال حيوانات كه در عالم مثال صورت حسنه دارد - چنانچه أكثر آنها خود از آن قبيل است كه لسان شرع بر آن « 2 » جارى است - بدان فعل قيام نمايند وبه مداومت ومزاولت ، آن را ملكه ومحبوب خويش گردانند ؛ چون غسل وطهارت بط ودست وروى شستن گربه وذكر وسحر خيزى خروس « 3 » وقناعت ووفا وشب بيدارى كلب وعزلت وانزواى بوم وحمل تعب ومشقّت بهايم و « 4 » أمثال اين أحوال .
وآنچه حضرت امام جعفر عليه السلام فرموده « 5 » كه « نُه خصلت است در سگ ؛ هر كو بدان خصال متّصف بود « 6 » از درجات أهل نجات با نصيب آيد » ، موضح اين مقاصد است .
ومرتبهء دوم « 7 » كه سير بر أو واقع است ، نباتيت است « 8 » وتسيّر به سيرت أو به تعطير وبه حبس حواس وأمثال آن بود .
مرتبهء سيوم « 9 » جماديّت است وسير بر أو چنان بود كه مفهوم شد وأصحاب فراست ، در نباتات از صفت محبّت وتَوقان هم چيزى دريافتهاند .
وسير بر اين مراتب ، چون عين سير بود بر « 10 » مراتب عناصر بسيطه ؛ زيرا كه مواليد از عناصر متركباند ، پس مغنى بود از تسيّر به سيرت آنها . ليكن « 11 » تنزّه ورفع كدورات را فىالجمله مشابهتى به بساطت است « 12 » وسير بر مرتبهء أفلاك كه بَعد از مراتب عناصر است ، چنان بود كه أفلاك را چون غير از سيرت حركت ، دورى نبود .
هامش
( 1 ) . ف : - وترتيب .
( 2 ) . ف : - بر آن .
( 3 ) . ف : + / وحمل تعب ومشقت وأمثال آن .
( 4 ) . ف : وحمل ومشقّت وتعب و .
( 5 ) . ف : عليه الصلاة والسلام فرمود .
( 6 ) . ف : آيد .
( 7 ) . ف : دويم .
( 8 ) . ف : هست .
( 9 ) . ف : سيم .
( 10 ) . م : وبر . ف : چه .
( 11 ) . ف : وليك ( ليكن ) .
( 12 ) . ف : هست .