باز پرسند وحق را از باطل تميز نمايند .
نظم
خلقت آدم براي جست وجوست * هركه جويا نيست چون نقش سبوست
هر كه طالب نيست انسانش مخوان * زان كه صورت دارد امّا نيست جان
چه مستقيم الأحوال ، كسى است كه بر أطوار مختلفه واقف وبر اسرار عقايد متضادّه مطّلع باشد ، تا به حكم « الأشياء إنّما تبيّن بأضدادها » آنچه طريق حقّانى است ، از طريق شيطانى ، متميّز ساخته ، بر آن ثابت بود ودر روش خويش به أقوال جهّال وافعال أهل ضلال ، گمراه نگردد ودر امر خود ، متردّد ومتزلزل نشود . بنابر اين ، نمطى از أطوار أهل حق وباطل - آنچه بيان توان كردن - « 1 » به قلم درآوريم ، تا موجب انتباهى گردد « 2 » إن شاء اللَّه تعالى « 3 » .
نظم
گر طالب اسرار جهانى اى دوست ! * بشنو سخن از هر كه توانى اى دوست !
چون باطل وحق جمله پياپى پى توست * مىزى پس از آن چنان كه دانى اى دوست !
اى سعادتمند ! كشف كنوز اين رموز ، آن است كه معراج قوس نزولى را كه نصف دايرهء فيض وجودي است ، مدارج فيض متنزّله « 4 » أو از احديّت به واحديّت واز آنجا « 5 » به عقل كل ونفس كلّ « 6 » وعالم برزخ مثالي وعرش وكرسي وأفلاك سبعه وعناصر أربعة ومواليد ثلاثة تا به مرتبهء انسان كامل كه نهايت تنزّل است ، هر كدام كه به مبدأ ، أقرب است ، تحصيل فيض از جانب أو أسهل است وبنابر اين ، انسان را در « 7 » سير
هامش
( 1 ) . ف : آنچه بيان كردم .
( 2 ) . ف : تا انتباهى حاصل گردد .
( 3 ) . ف : - إن شاء اللَّه تعالى .
( 4 ) . ف : منزله .
( 5 ) . ف : اينجا
( 6 ) . ف : - كل .
( 7 ) . ف : - در .