صَمَديت فرمود كه :
« وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ »
. « 1 » يعنى هركه پاكيزه گردانَد نفس خود را از خُبثِ بخل ، أو از رستگاران است وچون بخل ، مرض معنوي است كه تأثير هلاك آن در قيامت ظاهر خواهد شد واين شخص را به هلاك ابدى خواهد كشيد كه « 2 » « البخيل في النّار ، ورفيقه إبليس » ، « 3 » أزالت اين مرض ، به معالجه واجب گشت وعلاج آن ، بذل مال است كه در ملك أو ومحبوب طبع اوست ، چنانچه بدان مأمور است كه :
« وَأَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ »
. « 4 »
معنى سيوم ، « 5 » شكر نعمت مال است ؛ چون حضرت اللَّه تعالى ، بندهاى « 6 » را به مال ونعمتي مخصوص گردانيد وأو ديگرى را مىبيند كه به قوت يك روزه ، محتاج است وانصاف ، متقاضى أو نمىشود كه قدرى از فاضل آن به مدد أو رسانَد . بىشك ، كفران نعمت كرده است وچون سدّ فاقهء آن ، محتاج به فاضل اقوات كه نتيجهء فضل الهى است ، بنمايد ، يقين كه شكر آن نعمت گزارده است . امّا صوم كه سدّ مجارى شياطين شهوات - كه مانع سعادت مشاهدهء اسرار ملكوتىاند ، به معونت اوست - صحّت أو مشروط است به نگاه داشتن چشم وگوش وزبان وبَطْن وفَرْج ، چنانچه حديث نبوي - عليه الصّلاة والسّلام - بدين معنى مشير است كه « خَمس يفطّرن الصّائم : الكذب والغيبة والنّميمة واليمين الكاذب والنّظر بشهوةٍ » ؛ « 7 » يعنى پنج چيز ، روزه را باطل مىكند ورأى اكل وشُرب وجُماع و « 8 » دروغ گفتن وبدى از كس گفتن كه در روى أو نتوان گفت وسخن سرّ از جايى به جايى بردن كه آن را چلى چدن گويند وسوگند دروغ خوردن ودر نامحرم به شهوتْ نظر كردن ، وببايد دانست كه پاى ودست ، تابع « 9 » چشم وگوش وزبان است ؛ چه ، هركه چشم وگوش وزبان را از ديدن فضايح وشنيدن قبايح وگفتن شنايع ، صيانت نمايد ، يقين كه از دست وپاى أو خلافِ شرع ،
هامش
( 1 ) . سورهء حشر ، آيهء 9 .
( 2 ) . ف : - كه .
( 3 ) . در مآخذ حديثي نيافتيم .
( 4 ) . سورهء بقره ، آيهء 195 .
( 5 ) . ف : سيم .
( 6 ) . ف : بنده .
( 7 ) . كنز العمال ، ج 8 ، ص 500 .
( 8 ) . ف : - و .
( 9 ) . ف : مانع .