بِالْمَنِّ وَالْأَذى »
« 1 » وآن ، عطاى خود را صغير وحقير شمُرَد تا از شرّ رذيلهء عُجب كه مُحبِط « 2 » اعمال است ، أيمن گردد وعلماى دين گفتهاند كه طاعت را خاصيّتى است كه هرچند أو را حقير شمرى ، « 3 » بزرگ وعظيم گردد « 4 » ومعصيت را خاصيّتى است كه هرچند آن را بزرگ شمُرى ، حقير وخُرد گردد « 5 » وبايد كه از احبّ وأجود وأطيب مال ، ادا نمايد كه : « إنّ اللَّه طيّبٌ لا يقبل إلّاطيّباً » « 6 » تا از مقام خطاب « أتجعلون للَّهما تكرهون » ، « 7 » رَسته ، از ثمرهء آن شجرهء طيّبه ، بهرهمند گردد ودر ايصال آن به مستحقّين بر طبق مفهوم آيهء كريمهء :
« إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ »
« 8 » الآية « 9 » عمل نمايد .
وبعضي از أكابر دين گفتهاند كه از أهل استحقاق ، اتقيا وصلحا را مستثنا گردانند ؛ چه ، جمعى كه بجز حق ، هيچ مقصودى ندارند واز كدورت « 10 » شهوات وشوايب هوا ، صفا يافتهاند والتفات ايشان از ما سوى اللَّه ، منقطع شده ودر عبادت ، مستغرق طلب معبودند ؛ امّا به واسطهء فاقه ، خاطرِ ايشان پريشان مىگردد وبه سدّ فاقه ، خواطر ايشان جمع گردانيدن تا به حق مشغول باشند ، بهتر از آن كه مفلسى بىنمازى را به صدقه ، بىنياز ساختن .
وأرباب بصيرت به نور باطن در وجوب زكات ، سه معنى فهم كردهاند : اوّل آن كه اين ركن ، مِحَك امتحان صدق مؤمنان است ؛ چه تلفّظ به كلمهء شهادت ، التزام توحيد واثبات وحدانيّت معبود وشهادت به فردانيّت حضرت محبوب است . وهرچه محبوب است ، به حقيقت معبود است واز اين جاست كه گفتهاند : « هرچه در بند آنى ، بندهء آنى » وهمم « 11 » أصناف خلايق ، در قيد بندگى محبوبات صوري ومعنوي ، متفاوت است وتفاوت درجات آن به مفارقت محبوبات ، محقّق گردد وبنابر
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 264 .
( 2 ) . ف : محيط .
( 3 ) . ف : آن را بزرگ شمرى .
( 4 ) . ف : حقير وخرد گردد .
( 5 ) . ف : - ومعصيت را . . . خُرد گردد .
( 6 ) . صحيح مسلم ، ج 3 ، ص 85 ؛ مسند أحمد ، ج 2 ، ص 328 ؛ سنن الدارمي ، ج 2 ، ص 300 .
( 7 ) . برگرفته از : سورهء نحل ، آيهء 62 :« وَيَجْعَلُونَ لِلَّهِ ما يَكْرَهُونَ ».
( 8 ) . سورهء توبه ، آيهء 60 .
( 9 ) . ف : - الآية .
( 10 ) . ف : كدورات .
( 11 ) . ف : هم .