تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
تحقيق اين معنى بوَد كه حضرت محمّد - عليه الصّلاه والسّلام - فرمود كه : « لا يؤمن أحدكم حتّى يكون اللَّه ورسوله أحبّ إليه ممّا سواهما » ؛ « 1 » يعنى ايمان هيچ كس كامل نبود تا آن كه خداى « 2 » ورسول خداى را از همهء اشيا دوست‌تر دارد . پس حكمت ذات متعاليه ، چنان اقتضا كرد كه مال دنياي فانى را محبوب ومرغوب خلق گردانيد ، تا به واسطهء بذل وامساك آن ، محبّان صادق از مبطلان كاذب ، مميّز گردند وأهل اسلام در اين معنى ، متفاوت افتاده‌اند جمعى سابقان عرصهء تحقيق‌اند كه نفس شريف را به جيف دنيوي نيالايند وهرچه در دارِ فانى در دست همّت يابند ، در راه حق ، نثار كنند ودر مطالعهء أشارت « 3 »
« إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ »
، « 4 » دل از جان ومال ، بردارند وهرچه يابند ، طفيل راه دوست سازند . نظم
جان شيرين ، گر قبول چون تو جانانى بوَد * كي به جانى باز مانَد هر كه را جانى بود
جمعى ديگر متوسّطان‌اند كه به جهت فراغت ، حفظ أموال حلال كنند ومراقب مواقع خيرات باشند وصرف فاضل در محل استحقاق ، غنيمت دانند وبر قدر زكات ، اقتصار نكنند ، بلكه از شرّ بليّات به حصين صدقات ، پناه جويند كه « 5 » : « الصّدقة تردّ البلاء » . « 6 » جمعى ديگر ، عوام‌اند كه از قدر واجب تجاوز ننمايند وطلب مزيد سعادت به خيرات در خور حوصلهء خود نيابند . معنى دوم ، تطهير آينهء دل است از خبايث بخل ووقايت آن از تدنيس شحّ كه آن از علل مهلكه است در عقبا ، چنان‌كه حضرت
هامش
( 1 ) . مسند أحمد ، ج 3 ، ص 174 : « ثلاث من كن فيه وجد بهن حلاوة الإيمان ؛ أن يكون اللَّه عز وجل ورسوله أحب إليه ممّاسوا هما » . ( 2 ) . ف : خدا . ( 3 ) . ف : اشاره . ( 4 ) . سورهء توبه ، آيهء 111 . ( 5 ) . ف : - كه . ( 6 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 368 : « الصّدقه تردّ القضاء » .