مَلِك متعال - تقدّس عن الأشباه « 1 » وتنزّه عن الأمثال - ؛ چه ، شُئونات الهى جهت اظهار حكمت نامتناهى ، مقتضىِ اين ظهورات شده .
نظم
تاب أنوار جمالش بهر اظهار كمال * پرتوى بر ظلمت آبادِ جهان ، انداخته
پس فكر در اين أمور كردن ، طالب را از مرتبهء غفلت ، به مقام انتباه مىكشد وغطاى جهل از پيش عين باطن مىگشايد واطّلاع بر اسرار مغيبه ، واقع مىشود ونور وجود مطلق ، در ضمن مقيّدات ، مشاهده مىگردد .
نظم
تأمّل سطور الكائنات فإنّها * من الملك الأعلى إليك رسائل
به مرآت وجود جمله ذرّات * هويدا بين جمال حضرت ذات
ودر ذات حق فكر مكنيد ؛ « 2 » چه از روى هستى نزد شما واضح است وچون از جميع أشباه وأمثال ، منزّه است ودر چونى وچگونگى وى انديشه كردن ، منجر به كفر وشرك مىگردد . « 3 »
نظم
سرّ وحدت در نيابد هيچ كس * حيرت آمد حاصل دانا وبس
گرچه توحيد تو مىخوانيم ما * هم تو دانايى كه نادانيم ما
اى منزّه ذاتت از فهم عقول * وز كمالت دور ، عقل بوالفضول
اى سعادتمند ! سير اقدام عقول بشر بر مراتب مصنوعات ومدارج مخلوقات بيش نيست .
هامش
( 1 ) . ف : الأشياء .
( 2 ) . ف : مىكنند .
( 3 ) . ف : - مىگردد .