وغير مكتوب بودن وى أشارت است به خفاى آن عالم در باقي عوالم از نظر محجوبان .
نظم
جمالك في كّل « 1 » الحقائق سائر * وليس له إلّاجلالك ساتر
اى ز پيدايى تواى بس ناپديد * جملهء عالم تو وكس ناپديد
گر عيان جويى ، نهان آنگه بود * ور نهان جويى ، عيان آنگه بود
پنجم هاء ، أشارت « 2 » است به عالم ناسوت كه انسان كامل است ؛ چه هاء به عدد پنج است وذات انسان كامل ، به حكم « إنّ اللَّه تعالى خلق آدم على صورته » ، « 3 » مجموعهء عوالم خمس است ودايرهء هاء ، مشير است به دايرهء ظهورات وسير وجود در موجودات ، چنانچه بدان اشارتى شده ونيز دالّ است بر آن كه همچنان در مراتب تنزّلات وجودي كه قوس نزولى است ، مبدأ نقطه ، وحدت مطلقه است در مراتب ترقيّات كه قوس عروجى است . معاد ومنتها هم بدان نقطهء مبدأ است ونقطهء بياض وسط هاء ، أشارت « 4 » است به صفاى بواطن كُمّل وبه محو كَثَرات در اشعهء نور وحدت وظهور سرّ آن در قلوب طاهرهء « 5 » واصلان ، « 6 » ونيز مشير است به نهايت ظهور عالم وحدت كه بياضِ مطلق است در عالم انسان كامل .
نظم
كسى از سرّ اين معنى به گفت وگو نشد آگه * كه از پيمودن دريا ، تحيّر بيشتر باشد .
اى سعادتمند ! تجلّى ظهورى بر دو نوع واقع « 7 » است : يكى عام كه آن را تجلّى
هامش
( 1 ) . ف : - كل .
( 2 ) . ف : اشاره .
( 3 ) . الكافي ، ج 1 ، ص 134 ؛ صحيح البخاري ، ج 7 ، ص 125 ؛ مسند أحمد ، ج 2 ، ص 244 ، 251 .
( 4 ) . ف : اشاره .
( 5 ) . ف : + / وأصلاب مطهره .
( 6 ) . ف : - وأصلان .
( 7 ) . ف : - واقع .