نظم
گرنه حسنش دائماً در جلوه است * اين نمود وبود عالم از كجاست ؟
از تجلّى جمال وحدت است * در حقيقت ، اينكه كثرت را بقاست
هستى عالم ، همه هستى اوست * بي بقاى حق ، جهان عين فناست
وبودن اين لفظ پنج حرف هم مشير بدان است كه اين اسم ، جامع مراتب خمسهء مذكوره است وتفصيل اين معنى ، بعد از اين بيايد - إن شاء اللَّه تعالى - .
ثانياً لفظ « الرّحمن » كه أشارت « 1 » به تعيّن اوّل است ، وقوع أو بعد از اللَّه كه أشارت « 2 » به لا تعيّن است ، دالّ است بر آن كه ذات به تجلّى اوّل اين تعيّن به اسما وصفات ، پديد « 3 » آورده ؛ چه نزد محقّقان به تحقيق پيوسته كه ذات مطلقه به « 4 » ذات خود بر ذات خود تجلّى كرده واين تعيّن ، پديد آمده ؛ ولى آن كيفيّت بر هيچ كس ظاهر نيست .
نظم
خود را بسى نمود به خود يار وجلوه كرد * ليكن نبود هيچ نمودى چو اين نمود « 5 »
با آن كه شد غنى همه عالم ز گنج أو * يك جو از آن نكاست ، نه در وى جوى فزود
ومَدّى كه در « الرّحمن » است ، أشارت است به « 6 » امتداد نفس رحماني بر ذات موجودات ، چه ، در اصطلاح موحّده ، مراد به رحمان ، ذات است با ملاحظهء رحمت عام كه فيض وجود است ووجود فائضه را از اين اسم بر
هامش
( 1 ) . ف : اشاره .
( 2 ) . ف : اشاره .
( 3 ) . ف : + / آيد .
( 4 ) . م : بر .
( 5 ) . ف : + /از دستنيستى همه عالم خلاصيافت * تا يار بر جهان در گنج نهانگشود( 6 ) . ف : با .