واقعشده است ، كما في قوله تعالى :
« إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوايَ »
« 1 » وقرائت مثوا ، ظاهر نيست ؛ يعنى : اعتماد من بر توست ؛ تويى كه تكيه كردهام به رحمت بىنهايت تو .
اميد من تويى . نهايت اميدها وآرزوها تويى ، در حالتي كه منقلبم از دار فانى به سراى باقي .
إلهي ، كَيْفَ تَطْرُدُ مِسْكيناً التَجَأَ إلَيْكَ مِنَ الذُّنُوبِ هارباً !
« طرد » ، دور كردن است و « مسكينى » ، نادارى ، و « التجأ » ، پناه بردن به جايى ، « ذنوب » گناهان ، و « هَرب » گريختن ؛ يعنى : خدايا ! چگونه دور گردانى مسكينى را ، يعنى كسى را كه نادار است از اعمال حسنه كه سبب قرب به جناب تو شود ، در حالتي كه آن مسكين ، التجأ به سوى رحمت آورده واز گناه خود گريخته باشد ؟ ! كه كناية از توبه است .
أمْ كَيْفَ تُخيِّبُ مُسْترْشِداً قَصَدَ إلى جَنابِكَ ساعِياً !
« تخيّب » ، بي بهره ساختن است و « مسترشد » ، طلب كننده است رشد را و « جناب » ، به معنى درگاه و « ساعى » ، شتابنده در امرى ، و « ساعياً » ، حال واقع شده از مسترشد كه مفعولٌ به است ، همچنان كه « هارباً » در فقرهء أولى ؛ يعنى : چگونه بىبهره وبىمطلوب گردانى طالب راه راست را ، كه آن شناخت ذات وصفات است ، در حالتي كه آن طالب ، قاصد وصول به جناب تو باشد وسعى كننده در وصول [ به ] آن ؟ !
أمْ كَيْفَ تَطرُدُ ظَمْآناً وَرَدَ إلى حِياضِكَ شارباً !
« ظمآن » ، تشنه است و « وُرُود » ، رسيدن و « حياض » ، جمع حوض و « شرب » ، آشاميدن ودر بعضي نسخ « أم كيف ترد » واقع شده ومعنى هر دو متحّد است ؛ يعنى :
آيا چگونه دور گردانى ومحروم گذارى تشنه لبى را كه رسيده باشد به حوضهاى زلال رحمت تو از آشاميدن ؟ ! كه كناية از استفاضهء آن رحمت است .
هامش
( 1 ) . سورهء يوسف ، آيهء 23 .