چون أمير نامدار ، آن حكايت ناهنجار شنود ، به تبسّم درآمده ، در جواب أو فرمود كه : « خسرو را چه حد آن كه نام آن سرور را بر زبان رانَد ويا خود را لايق اين طور مدّعيان داند ؟ رسيدن تو به شهر مدينه وملاقات با آن صاحب وقار وسكينه ، حالا خيال باطل است ومدّعايى كه تو در خاطر دارى ، چون كلمهء شهادت بر زبان آرى ، از من حاصل است . منم كُشندهء عَمرو وعنتر ؛ منم كَنندهء در خيبر ؛ منم صاحب ذو الفقار ؛ منم شاه دُلدُل سوار ؛ منم آن سرافراز به خلعت « هل أتى » ؛ « 1 » منم آن مشرّف به تشريف « لافتى » . « 2 » منم ولىّ خالق عرش وفرش ؛ منم با صدق « 3 » سلوني عن ما دون العرش ؛ « 4 » منم كه آن رسول مكرّم به خطاب « طا » و « ها » ، در شأن من فرموده كه : أنا مدينة العلم وعليٌّ بابها ؛ « 5 » منم جامع [ ال ] مكارم الزاهرة والمفاخر الباهرة ، صاحب قربت أنت أخي في الدنيا والآخرة » . « 6 »
منم ابن عم پيغمبر وغالب به هر غالب * منم مطلوب هر طالب ، علي بن أبو طالب
منم آن كه آرزوى سرِ أو نموده ودر طلبش اين مسافت بعيد پيموده [ اى ] ، خوش باشد ! به ميدان در آ وهنرى كه داشته باشى ، بازنما .
هامش
( 1 ) . اشاره به سورهء انسان است كه مراد از انسان در آن ، حضرت أمير مؤمنان عليه السلام است . ( تفسير البرهان ، ج 4 ، ص 410 ) .
( 2 ) . اشاره به نداى « لافتى إلا علي » است كه در جنگ أحد در آسمان گفته شده است ( بحار الأنوار ، ج 20 ، ص 54 ) .
( 3 ) . شايد : مصداق .
( 4 ) . جملهء « سلوني » با عبارتهاى مختلف در سخنان حضرت أمير عليه السلام آمده است ( مانند نهج البلاغة ، خطبهء 189 ) .
( 5 ) . حديث بسيار مشهوري است كه سنّى وشيعه نقل كردهاند ودر عبقات الأنوار ، بخشي بدين حديثاختصاص داده شده است .
( 6 ) . اين جمله يا شبيه به اين ، در موارد بسيارى از حضرت رسول أكرم صلى الله عليه وآله نقل شده است ( ر . ك : معجم مفهرس بحار الأنوار ، ج 2 ) .