وأهل آن قريه ، به تعزيه دارى جناب سيد الشهدا بسيار مايل وراغباند ومردان تعزيه دار در ميان ايشان ، بسيار است ودر مسجدها كه نماز جماعت مىكنند ، تعزيهء جناب سيّد جوانان أهل بهشت را مىگيرند ودر سرِ هر محلّه از آن ، حسينيهاى ساختهاند كه هر سأله كه محرّم مىشود ، ودر دههء عاشورا ، أهل هر محلّه به حسينيهء آن محل مىروند ولواى تعزيه دارى سيد الشهدا برپا مىكنند وزنان تعزيه دار هم دارند كه در ميان خانهها از براي زنانْ تعزيه مىگيرند .
وآب آن قريه ، آبِ قنات است وقنوات آن ، تمام از طرف قبله است وتقريباً چهل قنات داير دارد كه در سمت شمال آن قريه ، زراعت مىشود ، وچون أصل قريه در سمت جنوب مزارع واقع شده ، چند قنات آن از ميان قريه مىگذرد ودر ميان خانهها ، حوضها از آجر وچارو « 1 » ساختهاند كه آب جارى در ميان خانهها باشد ، وانفع آن قناتها نسبت به أهل قريه ، دو قنات است كه يكى را قنات آرانْ دشت مىگويند وآن قنات ، از سمت جنوب قريه داخل مىشود واز سمت شمال آن ، خارج مىشود . « 2 »
دوّم ، قنات وشاد ( به دال مهمله ) : كه آن هم از يك سمت آن قريه داخل مىشود ودر بسيارى از خانهها جارى مىشود وبعد از آن ، به صحرا مىرود وزراعت مىشود .
هامش
( 1 ) . چارو : ساروج ، آهك رسيدهء با چيزها آميخته است كه بر آب انبار وحوض وأمثال آن مالند ( لغت نامهدهخدا ) .
( 2 ) . بعد از آن ، اين عبارت نوشته شده كه بعداً خطر خورده است : « ودر ابتداى قريه خانهاى است كه آن را خانهء آبْ بخش مىگويند وآن قنات ، در ميان آن خانه ، دو شعبه مىشود ويك شعبهء آن به سمت شرقي قريه جارى مىشود وشعبهء ديگر به سمت غربى قريه ، ودر ميان خانهها مىگذرد وچون آن شعبه كه به سمت شرقي جارى مىشود ، زودتر به صحرا مىرسد ، به خلاف آن شعبه كه از سمت غربى قريه مىگذرد ، وبه اين تقريب مالكين قنات ورعاياى آن مزرعه به اين راضىاند كه بيشتر آن از سمت شرقي به صحرا برود ومالكين خانهها بر سرِ ممرّ آب واقعاند ، مانع مىشوند وهر چند وقت به اين تقريب ، فتنه وآشوب در ميان مالكين قنوات ومالكين خانهها برپا مىشود .