وَلا مُيَسِّرَ لِما عَسَّرْتَ وَلا ناصِرَ لِمَنْ خَذَلْتَ . ونيست آسانكننده هر چيزى را كه تو دشوار كردهاى ، ونيست يارىكننده ، مر كسى را كه تو مخذول وخوار ساختهاى .
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَافْتَحُ لي - يارَبِّ - بابَ الْفَرَجِ بِطَولِكَ . كلمهء « فاء » در اين فقره نيز « فاء » فصيحه است وصلات در أصل لغت ، به معنى دعاست ، يعنى طلب رحمت است ودر عين نسبت به جناب كبرياى بارى تعالى ، از معنى طلب ومجرّد ، معنى رحمت از آن اراده نمايند ؛ يعنى : وهرگاه امر ، چنين است وازمّهء أمور ، تمام به يد قدرت توست وهر چيزى را كه تو وارد ساخته باشى ، مصدري نيست ، وچيزى را كه تو بسته باشى ، فاتحى نيست ، وچيزى را كه تو دشوار كرده باشى ، آسانكنندهاى نيست ، وكسى را كه تو مخذول ساخته باشى ، يارىكنندهاى نيست ، پس رحمت كن بر محمد وآل محمد وبگشاى براي من اى پروردگار من ! درِ راحت وشادى را به فضل واحسان خود .
ابن أثير در كتاب نهايةاللغة گفته است كه معنى « اللهم صل على محمّد » اين است كه عظيم گردان أو را در دنيا به اعلاى ذكر واظهار دعوت وابقاى شريعت ودر آخرت به تشفيع در امّت وتضعيف اجر وازدياد مثوبت . انتهى . « 1 »
وگفتهاند كه فايدهء اين مقال وغايت اين مطلب وسؤال ، راجع گردد به مصلى وطالب صلات بر آن حضرت ، به واسطهء آن كه حضرت ذو الجلال وبخشندهء متعال ، اعطا فرموده نبىّ خود را از مراتب قرب ومنزلت ومعارج رفعت وعزّت چيزى را كه فوق آن متصوّر نيست واثر نمىنمايد در آن صلات مصلّى ودعاى داعى .
وايضاً در نهاية گفته است كه بعضي گفتهاند كه چون حضرت حق - سبحانه وتعالى - امر فرموده ما را به صلوات بر پيغمبر وقدرى كه واجب ولايق به حال آن حضرت باشد ، از ما متمشى نمىتواند شد حواله آن به خدا . واستدعا از خدا مىنمايم
هامش
( 1 ) . النهاية ، ج 3 ، ص 50 .