تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
منزجر وممنوع‌اند واحتمال دارد كه نصبش بر ظرفيت باشد نه بر حاليّت ، هر چند بالفعل ، خالى است از معنى ظرفيت وحال واقعيت است واين ، مبتنى است بر آن كه ظروف عاليه أم الظرفية باشد ؛ يعنى از ظروفى باشد كه مستتر ظرف مستعمل مىباشد ، چه از شأن ظروف غالبه أم الظرفية است كه با انتقال از ظرفيت وعدم بقاى بر ظرفيت ، باقي بر حكم آن توانند بود ، مثل
« لَقَدْ تَقَطَّعَ بَيْنَكُمْ »
« 1 » بر تقدير قرائت نصب على بعض الوجوه كه با فاعليت منصوب است بر ظرفيت واين نحو نصب را ، نصب بر حكايت از حالت ظرفيت گويند ومحتمل است « دون » به معنى « عند » باشد ، يعنى به معنى نزد باشد در كتاب‌ها . وى گفته است : « دون » نزد ، « دونك » نزد تو ومعنى ، آن باشد كه چيزها به حسب خواهش تو نزد گفتن تو وامر كردن تو فرمانبردارند وبر وفق ارادهء تو نزد نهى كردن تو منزجر وممنوع‌اند ؛ يعنى تخلّف از امر ونهى تو نمىنمايند ، چنانچه در سورهء نحل مىفرمايد :
« إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ »
« 2 » . انْتَ الْمَدْعُوُّ لِلْمُهِمَّاتِ وَانْتَ الْمَفْزَعُ فِى الْمُلِمَّاتِ . « مُهِمَّات » ، جمع « مُهمّة » است و « مهمة » ، امر شديدي است كه مورث همّ وحُزن گردد وانسان را بر هَمّ وحُزن دارد ، گويند : « همّك ما أهمّك » ؛ يعنى : « إذا بك ما أحزنك وحملك على الحزن » ودر قول خداى تعالى كه [ مىفرمايد ] :
« وَطائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ » /
« 3 » گفته‌اند : اى « حملتهم على الهَمّ » ، و « ملمّات » ، جمع « ملمه » است وملمه ، نازلهء از نوازل دهر وروزگار را گويند كه بر انسان نزول نمايد وفرود آيد ؛ يعنى تويى خوانده شده به جهت كارهاى سخت ودشوار ، وتويى ملجأ وپناه در هنگام فرود آمدن مصيبت‌ها وبلاها . لا يَنْدَفِعُ مِنها الَّا ما دَفَعْتَ . يعنى : دفع نمىشود از آن مصيبت‌ها وسختىها ، مگر آنچه تو دفع كنى وبازدارى .
هامش
( 1 ) . سورهء انعام ، آيهء 94 . ( 2 ) . سورهء نحل ، آيهء 40 . ( 3 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 154 .
ميراث حديث شيعه — صفحة 424 | مهدى مهريزى / على صدرائى خوئى