تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
شرط الفت گرفتن است اوّل * ترك كردن همه تكلّف را
[ 134 ]

وَقَالَ : شَرُّ النَّاسِ مَنْ يَتَّقِيْهِ النَّاسُ

. وگفت : بدترينِ مردمان ، آن‌كس است كه بترسند از أو مردم .
واي بر ظالمي كه مظلومان * ناتوان‌اند وبا فغان از وى بدترين است آن كس از مردم * كه بترسند مردمان از وى
[ 135 ]

صِدْقُ الْمَرْءِ نَجَاتُهُ

. راستى مرد ، نجات اوست .
بِرَهى از غم ار نه‌اى كجرو * راستى رستى از همه آفات صِدْق پيش آر ، مقصد ار خواهى * مرد را راستى اوست نجات
[ 136 ]

وَمِنْ كَلامِهِ : صِحَّةُ الْبَدَنِ فِي الصَّوْمِ

. واز كلام اوست : صحّت بدن ، در روزه است .
روح را زامتلا مكن ، زنهار ! * ناتوان از غذاى هر روزه روزه‌دار وتنِ درست طلب * صحّت نفْس هست در روزه
[ 137 ]

وَمِنْ كَلامِهِ : صَبْرُكَ يُورِثُ الظَّفَرِ

. واز كلام اوست : صبر تو پيدا مىكند فيروزى را .
آفتى كز قضا رسد به سرت * نيست جز صبر ، دفع شرّ بلا صبر كن زآن كه عاقبت بكند * صبر فيروزى تورا پيدا « 1 »
هامش
( 1 ) . در نسخهء « ح » : زبلا .