[ 146 ]
صَلاحُ الدِّينِ فِي الْوَرَعِ وَفَسَادُهُ فِي الطَّمَعِ
. صلاح دين در پرهيز كارى است وفساد دين ، در طمع است .
اى برادر ! صلاح دين مىدان * كه به پرهيزگارى است وتُقى
هست ليكن فساد دين زطمع * بي طمع شو ، بكوش در تقوى
[ 147 ]
ضَلَّ سَعْيُ مَنْ رَجَا بِغَيْرِ اللَّهِ
. گم شد سعى آن كس كه اميد به غير خدا داشت .
منقطع كن ز خلق اميد كه حق * حاجتت را كند به لطف ، دوا
كم شود سعى آن كسى ، شك نيست * كه اميدش بُود به غير خدا
[ 148 ]
وَقَالَ : ضَمِنَ اللَّهُ رِزْقَ كُلِّ وَاحِدٍ
. وگفت : ضامن شده است خداى رزق ، هر واحدى را .
روزىات بيش وكم مجو كه أزل * شد مقدّر نصيب هر بنده
روزى خلق جمله عالم را * هست ضامن ، خداى بخشنده
[ 149 ]
وَقَالَ : ضَرْبُ الْحَبِيبِ أوْجَعُ
. وگفت : زدن دوست ، دردناك بُود .
چون به هم دوستى كنند دو يار * سينه از كينه بهْ كه پاك بُود
مثل آمد ز دوست برگ گُلى * زدن دوست ، دردناك بُود
[ 150 ]
ضِيَاءُ الْقَلْبِ مِنْ أكْلِ الْحَلَالِ
. روشنى دل ، از خوردن حلال است .
بازگَرد از گناه وگِرد مگرد * اين ستم كردنت به خود تا چند ؟