آنچه فوت از تو شد در اوّل عمر * آخر عمر كن تدارك آن
[ 28 ]
تَكَاسُلُ المَرءِ فِي الصَّلاة مِنْ ضَعفِ الإيمَانِ
. كاهلي كردن مرد در نماز ، از ضعف ايمان است .
عملي بهتر از نماز مدان * پنج دولت ، قبول فرمان است
كاهلي در نماز هر كه كند * اى برادر ! ز ضعف ايمان است
[ 29 ]
وَمِنْ كَلَامِهِ : تَفَأَّلْ بالْخَيْرِ تَنَلْهُ
. واز كلام اوست : فال به خير زن تا به خير رسى .
فالها در بدى مزن ، زيرا ك « 1 » * هست پيوسته در گذر اختر
آخر الأمر تا به خير رسى * فال مىزن به خير وزين مگذر
[ 30 ]
وَقَالَ : تأكِيْدُ الْمَودَّةِ فِي الْحُرْمَةِ
. وگفت : استوارى دوستى در حرمت است .
دوستىِ پايدار اگر خواهى * وِرد خود ساز حرمت وعزّت
زانكه با هر كه دوستى ورزى * استواريش هست در حرمت
[ 31 ]
وَقَالَ : تَغَافَلْ عَنِ الْمَكرُوهِ تُوَقَّر
. وگفت : غافل شو از مكروه تا حرمت يأبى .
به خوشى بگذران وحرمت ياب * ور كنى غير اين ، نه اى عاقل
حرمت بىشمار مىيابى * اگر از ناخوشى شوى غافل
هامش
( 1 ) . در نسخهء « ح » : زنهار .