[ 36 ]
ثُلْثُ الْايمَانِ حَيَاءٌ وَثُلثُهُ عَقْلٌ وَثُلثُه جُودٌ
. سه يك ايمان ، حياست ، وسه يك أو عقل است ، وسه يك أو جود است .
هست ايمان سه جزو اى فرزند * شرح اين واجب است ، گفتم راست
جزوى از وى حياست ، جزوى عقل * جزو ديگر از اين سه جزو ، سخاست
[ 37 ]
وَقَالَ : ثُلْمَةُ الدِّيْنِ مَوْتُ الْعُلَمَاءِ
. وگفت : رخنهء دين ، مرگ علماست .
دين حصارى شمار وديوارش * عالماناند شرط دين اين است
تا حيات است ، دين درست بود * چون بميرند ، رخنه در دين است
[ 38 ]
ثُلْمَةُ الْحِرْصِ لَايَسُدُّهَا إلَّاالتُّرَابُ « 1 »
. رخنه حرص نبندد هيچ چيز ، الّا خاك .
درِ حرص آنكه بر رخ خود بست * به گِل انباشت رخنههاى هلاك
رخنهء حرص را يقين مىدان * هيچ چيزى نبندد الّا خاك
[ 39 ]
وَمِنْ كَلامِهِ : ثَوْبُ السَّلامَةِ لَايَبْلى
. واز كلام اوست : جامهء سلامت ، كهنه نمىشود .
اى چو گُل در لباس رعنايى * بندهء رنگ وبوى چون عامه
از سلامت بپوش جامه از آنك * نشود كهنه هرگز آن جامه
هامش
( 1 ) . خ ل : إلّا التّراب .