[ 32 ]
تَزَاحُمُ الأيدِي عَلَى الطَّعَامِ بَرَكَةٌ
. انبوه بردن دستها بر طعام ، بركت است .
تا توانى مخور به تنها نان * ميهماندوست باش ونيك اخلاق
دست بسيار بر طعام بُود * بركت از مُهَيمِن رزّاق
[ 33 ]
وَقَالَ : تَطَرَّفْ بِتَركِ الذُّنُوبِ
. وگفت : كنارى گير از گناهان .
تا توانى مگَرد گِرد گناه * گر جوانى بُود ، وگر پيرى
آن بُود بهترين اعمالت * كز گناهان كنارهاى گيرى
[ 34 ]
وَمِن كَلَامِهِ : تَوَاضُعُ المَرْءِ يُكْرِمُه
. واز كلام اوست : فروتنى مرد ، گرامى دارد أو را .
بگذر از عجب ودر تواضع كوش * تا شوى بر جهانيان سَرور
هر كه را بيشتر تواضعِ أو « 1 » * پيش مردم بُود گرامىتر
[ 35 ]
ثَلَاثٌ مُهْلِكَاتٌ : بُخْلٌ وَهَوَاءٌ وَعُجْبٌ
. سه چيز هلاك كننده آمد : بخل وهوا وعُجب .
اى خردمند ! نكتهاى بشنو * مردمان را هلاك جان است سه چيز
هست بخل وهوا وكبر واز اين * مرد عاقل ، همى كند پرهيز
هامش
( 1 ) . در نسخهء « ح » : هر كه أو بيشتر تواضع كرد .