تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
چون نكو بنگرى به‌ديدهء عقل « 1 » * عيب‌ها را بُوَند جاسوسان
[ 8 ]

اسْتِرَاحَةُ النَّفْسِ فِي اليَأسِ .

راحت يافتن « 2 » نفس در نااميدى است
اى كه بستى به مردمانْ امّيد * مىكشى خوارى از قباحت نفس بگسل امّيد تا بياسايى * چون به‌نوميدى است راحت نفس
[ 9 ]

وَمِنْ كَلامِهِ : أدَاءُ الدَّيْنِ مِنَ الدِّينِ .

واز كلام اوست : گزاردن وأم ، از دين است .
چون كنى وأم ، در ادا مىكوش * تا زحق بر تو آفرين باشد حقّ مردم بده گرت دين است * وأم بگزاردن ز دين باشد
[ 10 ]

أفْضَلُ الزّهْدِ إخْفاؤُهُ .

فاضل‌ترين زهد پوشيدن آن است .
هيچ‌دانى كيست فاضل‌تر ز جمع زاهدان * آن‌كه پوشد زهد خود از چشمهاى مردمان
[ 11 ]

وَقَالَ : إخْفَاءُ الشَّدَائدِ مِنَ الْمُرُوَّةِ .

وگفت : پنهان كردن سختىها از مروّت است .
سختىاى گر كشى نهان دارى * بايد آن را مروّتى انگاشت كز مروّت بُود ، نه از سستى « 3 » * هر كه سختى كشيد وپنهان داشت
هامش
( 1 ) . در نسخهء « ح » : نيك چون بنگرى به ديدهء عقل . ( 2 ) . در نسخهء « ح » : آرميدن . ( 3 ) . در نسخهء « ح » : كز مروت بود ندانستى .
ميراث حديث شيعه — صفحة 160 | مهدى مهريزى / على صدرائى خوئى