تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
طرح مىشود . باقي يكصد وهفده سال كبيسه واز آنها چهل وسه سال مجموع پنج باقي مانده از طرح هفت هفت ، هر سال دويست وپانزده . چون آن نيز طرح شود به نحو گذشته ، پنج مىماند وسال هاى بي كبيسهء آن ، هفتاد وچهار ، مجموع چهار بعد از طرح مذكور ، دويست ونود وشش چون طرح شد ، دو مىماند ، بر پنج باقي از سال كبيسه افزوديم ، هفت شد . باز طرح مىشود ، چيزى نماند . پس غرّهء اين دو ذي القعدة ، بايد مطابق باشد . چون رجوع كرديم ، چنين بود ؛ امّا غرّهء ذي العقدهء سنهء 1298 . پس به حسب تقويم موجود ورؤيت ، دوشنبه بود ، وامّا غرّهء ذىالقعدهء سنهء 761 ، آن نيز دوشنبه بود ، چنانچه سيوطى در طبقات النحاة « 1 » كه اسم آن بغيه است ، تصريح كرده كه وفات ابن هشام ، در شب جمعه ، پنجم ذي القعدهء سنهء مذكوره بوده . پس غرّهء آن ، دوشنبه باشد . چون اين مقدمه معلوم شد ، مىگوييم غرّه ربيع الأول امسال كه هزار ودويست ونود ونه باشد ، روز شنبه بود واز اين غرّه تا غرّه ربيع الأول سال ولادت ، هزار وسيصد وپنجاه ويك سال است . هزار ودويست وشصت از آن كه شش دوره است ، ساقط مىشود ، باقي نود ويك سال ، سى وسه از آن با كبيسه ، مجموع پنج از آن بعد از طرح يكصد وشصت وپنج ، باقي طرح هفت آن ، چهارصد وپنجاه وهشت سال آن بي كبيسه ، مجموع چهار آنها بعد از طرح دويست وسى ودو چون طرح شود ، يك مىماند ، با آن چهار سابق ، پنج مىشود . پس غرّهء ربيع ولادت ، دوشنبه باشد كه مقدم است بر شنبه ، غرّهء امسال ، به پنج روز . پس دوازدهم آن ماه نشود كه دوشنبه باشد وايضاً به جهت تأييد مىگوييم كه أهل سنّت ، وفات حضرت ختمى مآب صلى الله عليه وآله را نيز در روز دوشنبه دوازدهم ربيع الأول مىدانند . پس غرّهء ربيع وفات ، پنجشنبه باشد در نزد ايشان ،
هامش
( 1 ) . بغية الوعاة ، تحقيق : محمد أبو الفضل إبراهيم ، 1384 ق ، ج 2 ، ص 69 .
ميراث حديث شيعه — صفحة 425 | مهدى مهريزى / على صدرائى خوئى