تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
به جهت طعن مالك ، با آن كه مىگويد بخارى أو را توثيق كرده واين ، مطلب غريبى است ؛ چه ، مالك اگر به هواي نفس طعن زده ، طعن در اوست وهرگز احدى از ايشان راضى به اين نشوند واگر واقعاً تكذيب كرده وأو را از مُدلّسين وكذّابين شمرده ، چگونه أو را علماء طبقهء بعد توثيق كنند با جرح ، مثل مالك معاصر كه در يك بَلَد بودند . در افعال أو چه اتفاقاً جرح ، مقدّم است در أمثال اين مقام بر تعديل . وأبو الفتح محمد بن محمد اندلسى ، معروف به ابن سيد الناس ، در كتاب عيون الأثر في فنون المغازي والسير ، « 1 » روايت كرده از ابن أبي خيثمة گفت : خبر داد ما را ابن المنذر از ابن عيينة كه أو گفت به أو : چه مىگويند أصحاب تو در حق محمد بن إسحاق ؟ گفت : گفتم : مىگويند به درستى كه أو كذّاب است گفت : چنين مگو . ومراد از أصحاب ، أهل مدينه است ودر آن جا طعن هشام بن عروه را نيز بر أو نقل كرده وگفت كه ابن مدينى گفت : گفتم به سفيان بن عيينة بن إسحاق ، مجالست كرد با فاطمه ، دختر منذر ؛ يعنى أو را ديد واز أو حديث اخذ كرد . پس گفت : خبر داد مرا ابن إسحاق كه فاطمه براي أو حديثْ روايت كرد وأو داخل شده بود بر فاطمه وفاطمه زن هشام بن عروه است وهشام ، تكذيب مىكرد ابن إسحاق را در روايت كردن أو از فاطمه ومىگفت : در نُه سالگى أو را تزويج كردم وهيچ مخلوقى أو را نديد تا مُرد . « 2 » وابن حجر ، در تقريب تصريح كرده كه مُدلّس بود وآنچه در اين مقامْ ذكر كرديم ، به طريق أهل سنّت است ، والّا ما را در محمد بن إسحاق ، كلامي است كه ذكرش مناسب اين رساله نيست .
هامش
( 1 ) . السيرة النبوية ، دارالحضارة ، ج 1 ، ص 16 . ( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 20 .