تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
وميان غرّه ربيع ولادت وربيع وفات ، شصت وسه سال است . بيست وسه سال آن ، با كبيسه وبعد از طرح مذكور ، سه مىمانَد وچهل سال آن بي كبيسه وبعد از طرحْ شش مىمانَد ، بر آن سه افزوديم ، نُه مىشود . چون هفت آن طرح مىشود ، دو مىماند يا سه ، به ملاحظه آن احتمال كه سابقاً ذكر شد . پس غرّهء ربيع ولادتْ سه شنبه باشد يا دوشنبه ، در هر صورت ، دوشنبه ، دوازدهم نخواهد شد وچون مورد سؤال ومحلّ حاجت شرح حال اين قول بود ، قناعت كرديم در بيان مستند وضعف أو در ميان أقوال گذشته وكافى است ما را در ضعف باقي نبودن آنها اجماعى ونداشتن مستندى كه في الجملة ، مورث اطمينان باشد ، وچگونه عاقل مطمئن شود به نقل جماعتى كه اختلاف ايشان به جايى رسيد كه بعضي گفتند : ولادت ، پانزده سال پيش از عام الفيل بود وبعضي گفتند : هفتاد سال بعد از آن ، چنانچه شنيدى ، وأحمد بن محمد بن إبراهيم ثعلبى ، در قصص الأنبياء كه نام آن عرائس التيجان است ، از مقاتل كه از معتبرين ايشان است ، نقل كرده كه ولادت ، چهل سال بعد بود واز عبيد بن عمير [ و ] كلبى نقل كرد [ ه‌اند ] كه بيست وسه سال بعد « ع » [ عام الفيل ] . « 1 » ببين تفاوت ره ، از كجاست تا به كجا . عام الفيل وروز رسيدن جنود خداوند ، أبابيل ، وظاهر شدن آن آيت بزرگ ربّ جليل ، حاديثه [ اى ] نبود كه بر أهل حجاز وأطراف آن ، بر احَدى از مرد وزن وصغير وكبير ، پوشيده بماند وروز آن به مرور ايّام ، از خاطرها برود وآن اختلاف ، بىجهل به آن يا جهل به تاريخ ولادت نشود واز جاهل به چنان واقعهء عظيمه ، توقّع معرفت ودانايى به ساير حوادث نيست ، وامّا علماء اماميه ، قديماً وحديثاً ، در بودن ولادت در عام الفيل ، ابداً خلافي نكردند وخبري هر چند ضعيف روايت ننمودند در غير آن .
هامش
( 1 ) . قصص الأنبياء ، الثعلبي ، بيروت : بي تا ، ص 402 .