تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
وامّا دعواي دويم كه بودن ولادت در دوازدهم ممكن نيست به طريق أهل سنّت ، پس در نهايت وضوح است ؛ چه ، دانستى كه روز ولادت در نزد ايشان ، دوشنبه بُود بدون خلاف ودر شذور العقود ، ابن جوزي تصريح كرده وبر طبق آن ، اخبارى نيز روايت كردند ، واگر دوشنبه دوازدهم ماه شد ، غرّه ، ناچار پنجشنبه باشد . پس غرهء ربيع الأول سال ولادت در نزد أرباب اين قول ، پنجشنبه باشد وبه قواعد متقنهء حسابيه محال است كه غرّه ربيع آن سال ، پنجشنبه باشد . توضيح آن كه چون خواهند بفهمند كه غرّه محرّم در نود سال پيش مثلًا چه روز بود ، با دانستن غرّه محرّم كه در أو هستند ، اين نود سال را دو تقسيم مىكنند : يكى سال هاى كبيسه كه در هر سى سال ، يازده سال است . پس سى وسه سال از نود كبيسه دارا است وآن ، هفت هفت طرح مىكنند . از هر سال ، پنج روز مىماند . باقي ماندهء هر سال را نيز جمع كرده ، به همين قسمْ طرح مىكنند . آنچه ماند ، ضبط كنند ؛ وديگرى سال‌هاى بي كبيسه كه هر نوزده سال از سى سال است كه در مثال ، پنجاه وهفت است وآنها را نيز چنين كنند ، از هر سالى چهار روز مىماند . باقي مانده از هر دو صنف را جمع مىكنند . اگر زايد از هفت شد ، هفت از آن را طرح مىكنند . آنچه ماند ، مىگيرند وبه عدد آن از روز غرّه محرّم اين سال پيش مىروند . به هر كجا رسيد ، آن روزْ غرّهء مجهول آن سال است . مثلًا غرّه اين محرّم ، شنبه بود واز آن حساب ، يك روز مانده ، غرهء آن محرّمْ جمعه خواهد بود واگر دو ماند پنجشنبه ، سه ماند چهارشنبه وهكذا ، وبا اين نسق ، تشخيص آينده را نيز بكنند ، جز آن كه در آن جا از بعد شمرند واين قواعد را تخلّفى نيست به حسب تجربه ، مگر از دو راه وآن هم بسيار اندك : اوّل چون مبدأ سال كبيسه معلوم نيست ، احتمال مىرود كه يك روز افزوده شود بر عدد باقي مانده ، به احتمال زيادتى يك سال ديگر از سال هاى كبيسه وبه اين احتمال ، يك روز ديگر پيش مىرود وترديد ميان آن روز ، مشخّص شده