همان خبر باشد وچون مستندْ بي أصل شد ، حجّت نخواهد بود وبر فرض نبودن ، مو هون است به چند جهت : اوّل بودن اجماع جميع أهل تاريخ بر خلاف آن ، چنانچه ابن دحيه تصريح كرده ؛ دويم مخالفت أكثر أهل حديث ، چنانچه قطب قسطلانى تصريح نمود واين طايفه ، هشتم ماه ربيع الأول مىدانند ؛ سيّم مخالفت بسيارى از علما كه هشتم ماه رمضان گفتند ، چنانچه صاحب سيره ، برهان الدين ، نقل نمود وظاهر است كه أهل خبره تشخيص اين قسم مطالب ، فقها ومحدّثين ومورّخيناند وبعد از بيرون رفتن تمام ، بعضي وبيشتر وبسيارى از اين طوايف از أهل اجماع ، ديگر اعتنايى به شأن أو نيست ؛ چهارم آن كه حاكى اجماع ، از معتبرين معروفين نيست . اگر بود ، اسم أو را مىبرد ، چنانچه از رسم أو در نقل أقوال ، معلوم مىشود ؛ پنجم مخالفت أساطين علماء أهل سنّت ، مثل ابن عبد البر وابن حيّان وحافظ دمياطى وخوارزمي وظاهر برهان الدين حلبى ومدايح اين جماعت در كتب رجاليهء ايشان ، بسيار است كه مجال نقل آنها نيست .
امّا مستند دويم كه خبر ابن إسحاق باشد ، پس معلوم شد كه اولًا مقطوع است وثانياً أهل علم ، چنانچه گذشت ، أو را جرح كردند ، خصوصاً مثل علي بن المديني ويحيى بن معين كه از متبحّرين فن رجال ايشاناند .
« 1 » وحكايت تكذيب مالك بن انس كه يكى از ائمهء أربعة است وابن حجر ، در تقريب ، در حق أو گفته : « امام دارالهجرة ، يعنى مدينه ، رأس المتّقين ، وكبير المثبتين » . « 2 » محمد بن إسحاق را عبد اللَّه بن أسعد يافعى يمنى در مرآة الجنان ، « 3 » در حوادث سنهء صد وپنجاه ويك ، نقل كرده وتصريح كرده كه بخارى ، از أو حديث نقل نكرده ، وهمچنين مسلم ، در صحيح خود ، مگر يك حديث ، در رجم
هامش
( 1 ) . تهذيب التهذيب ، ج 9 ص 34 به بعد .
( 2 ) . همان ، بيروت : داراحياء التراث العربي ، 1413 ق ، ج 5 ، ص 350 به بعد .
( 3 ) . همان ، ج 1 ، ص 245 .