تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
پس به تصريح اين جماعت ، تا أوايل بنى عبّاس ، بناى تصنيف وتأليف نبود وظاهر است كه تاريخ ولادت ومدّت عمر وأمثال آن از مطالب مهمّه نبود كه صدر اوّل ، در صدد استعلام وتحقيق آن برآيند ودست به دست ، معروف ومبين شود وكتبي متقن ومتين نيز از سابقين نداشتند كه از آنها نقل كنند وايشان را عالمي ملجأ وپناه نبود كه در نقلش توهّم خطا وكذب نرود . پس ناچار در نقل اين وقايع جزئيه كه چندان اهتمامى در ميان مسلمين در ضبطش نبود ، خصوص تاريخ ولادت كه تقريباً دويست سال قبل از بناى تأليف بود ، اعتماد بر آحاد رواة ومسموع از السنهء آبا وامّهات باشد وبسيار شود كه بعد از انتشار تصنيف ، چيزى در غالب كتب موجود باشد وبعد از تفتيش معلوم شود كه آخر آن ، منتهى است به يك نفر يا دو نفر . فصل اگر در اين قسم مطالب ، در ميان علماء اماميه وعلماء أهل سنّتْ خلافي شود ، قطع نظر از مسئلهء حقيّت مذاهب كرده ، باز آن جماعت را فضلى ونقل ايشان را ترجيحى نيست ؛ چه ، اين فضل ورجحان ، يا از كثرت است يا از اتقان نقل واستحكام ضبط . امّا أول ، علاوة بر آن كه كثرت ، هرگز دليل بر حقيقت نيست ، در طبقات متأخّره عارض شده وناقلين در صدر اوّل ، جماعتى معدودند كه غالباً از علماء ايشان در حقّ آحاد آنها جرح وتوهينى شده ؛ وامّا اتقان كه هر طائفه در حق خود دعوى كنند ، پس شرح جرح وتوضيح تكذيب رواة ايشان ، در كتب امامت اماميه شده واين مختصر ، قابل ذكر آنها نيست ، جز من باب المثال . به ذكر يكى از عظماء محدّثين وبزرگان رواة آنها قناعت مىكنيم تا از أو حال سايرين معلوم شود .