آن ، چنانچه علماء اماميه - رضوان الله تعالى عليهم - بر آن رفتند ، وبه جهت صحبت أجانب در مجالس ومحافل ، مطلب وأضحى را نظري نموده وبه قول بعضي از مصنّفين كه نه كتابش را نزد نقّادان فن ، وقعى ونه به قولش اعتنايى است ، اعتماد كرده ، به خيال ترجيح افتادند . اين أحقر ، در زاويهء خمول ، حيران ومتعجّب كه كارِ خرابى أوضاع علم وضعف علماء اعلام به كجا رسيده ، قولي كه نه مستندش صحيح به طريق فريقين ونه تطبيقش ممكن به قواعد حسابيه ، چنانچه خواهد آمد ، در مقابل قول ديگر كه فقها ومحدّثين وقدما ومتأخّرين بر آن اند وبر طبق آن ، از ائمهء هدى عليهم السلام اخبار رسيده ، ذكر شود ، چه رسد به مقام ترجيح وتقديم . ومقام اين ذرّهء بىمقدار اگرچه پستتر از آن است كه نامش در سلك أهل دانش برده شود ودر دفتر أهل علم ، به شمار آيد وصحيح را از سقيم تميز دهد وحق را از باطل جدا نمايد ، ليكن حسب الأمر يكى از علماء اعلام « 1 » كه اطاعتش لازم وامتثال امرش متحتّم بود ، ناچار در مقام رفع اين توهّم برآمده ، اين رساله را نوشتم ونام آن را « ميزان السماء در تعيين مولد خاتم الأنبياء صلى الله عليه وآله » گذاشتم وبه جهت كمي [ كتب ] أسباب وتنگىِ وقت وپريشانىِ حواس ، معذرت خواسته كه ناظرين ، چشم از لغزش وخطا كه در آن بينند ، پوشند ، وما توضيح فساد قول اوّل وصحّت قول ثاني را در ضمن چند فصل بيان مىكنيم واز مالك ازمّهء أمور عباد ، امام عصر - عجّل الله تعالى فرجه - استمداد جسته مىگوييم :
فصل
بر أهل دانش پوشيده نيست كه در عصر حضرت ختمى مآب صلى الله عليه وآله وعهد خلفاء أربعة ، رسم تأليف وتصنيف وضبط احكام وسنن وآداب شريعت كه
هامش
( 1 ) . مقصود ، ملّا على كنى ( م 1306 ق ) است . ر . ك : الذريعة ، ج 23 ، ص 312 .