گفتنى اينكه در هر دو نامه ، مرحوم مجلسي ، همه جا « صفهان » ( بدون الف ) را به جاى « أصفهان » مرقوم فرموده بود والف ، افزودهء ماست .
اينك ، متن دو نامه :
نامهء يكم
بندهء داعى ، به عرض أقدس مىرساند كه مكرّر عرض كردهام كه منصب مرافعه ومحاكمهء بين المتخاصمين ، در زمان غيبت امام - عليه الصّلاة والسّلام - منصب مجتهد جامع الشّرايط عادل است وچنين كسى در اين زمان ، كم به هم مىرسد .
لهذا ، داعى را شرعاً تجويز اين مناصبْ براي كسى كردن ، مشكل است واكتفا به عرض أسامي جمعى كه به گمان فقير به زيور فضل وصلاح محلّى باشند ، مىنمايد .
در دار المؤمنين قم ، سيادت وحقّانيّتْ دستگاه ، مير محمّد باقر ، دامادِ مرحمتْ پناه ، مولانا محمّد طاهر ، به صلاح وسداد وديانت ، معروف است وآخوندِ مرحوم ، اعتقاد واعتمادِ عظيم به أو داشت ؛ امّا از مرتبهء طالبعلمى أو ، چندان اطّلاعى ندارم وفضيلتْ پناه ، ملّا حسن گيلانى مدرّس ، از فضلاست وبه خدمت اشرف ، مكرّر رسيده است ؛ وسيادت وافادتْ پناه ، آقا ميرزاى مدرّس ، به فضل وصلاح ، موصوف است .
واز جمعى كه در أصفهان حاضرند ، فضيلت وعدالتْ پناه ، آخوند ملّا محمّد گيلانى كه به شغل امامت جماعت ، قيام مىنمايد واز شاگردان فقير وعلّامى آخوند مولانا محمّد باقر مرحوم است وبه نهايتِ فضل وصلاح ، معروف است .
وأفادت وافاضتْ پناه ، آخوند ملّا محمّد هادي ، خلفِ مرحمتْ پناه ، آخوند مولانا محمّدصالح مازندرانى ، از تلامذهء داعى ووالده مرحوم ، وبه مراتب عقليّه ونقليّه ، مربوط وبه ديانت وامانت ، موصوف است .
اين جماعت ، به خاطر قاصر داعى رسيد ؛ واللَّه يعلم حقائق الرّجال