آية اللَّه روضاتى ، در آغازِ نسخهبرگردان ، تصوير دست خطّى ( از علّامهء مجلسي ) را قرار دادهاند كه پيش نويس دو نامه را در بر دارد . هر دوى اين نامهها ، در پاسخ به درخواست شاه سلطان حسين صفوى وبه تخمينِ ايشان در ميانهء سالهاى 1105 تا 1110 ق ، نوشته شدهاند .
چون متن هر دو نامه ، مشتمل بر آگاهىهاى سودمند وياد كرد برخى از عالمان آن روزگار وهمچنين نمايندهء كاركرد سياسي علماى دين در عصر صفوى وپايگاهِ علّامهء مجلسي در آن عصر ونوع نگاه أو به پيرامون وپيرامونيانش است وافزون بر اين ، نمودار نوع منشآت سياسي - دينىِ اين عالم محدّث ومحقّق عالي قدر است ، درج هر دو نامه در اين انجامه ، سودمند به نظر رسيد . ضمناً با درج اين نامهها ، يكى از فوايدِ مهمّ نسخه برگردانِ ستايش نامه كه در شمارگانى اندك به چاپ رسيده نيز فراگير مىگردد . « 1 »
ما در اينجا متن هر دو نامه را بىكم وكاست - ولى به رسمِ خطِّ امروزى وبا كاربرى سجاوندىِ معمول - باز مىنويسيم . تنها
هامش
( 1 ) . يكى از فوايد اين دو نامه ( كه شايد بسيار فرعى باشد ؛ ولى در نظر بنده ، به سائقهء علائق لغوىام ، جلوه نموده است ) كاربرد لفظ « طالبِعلمى » به معناى امروزى « طلبگى » است .
پيشينگان ، دانشجوى علوم ديني را « طالبِ علم » مىگفتند وبه صورت « طالبِ علمان » جمع مىبستند . متأخران ، با قدرى مسامحه ، از لفظ « طلبه » ( كه در اصلْ صيغهء جمع است ومفرد آن ، « طالب » است ) استفاده مىكنند وبه همين قياس ، تحصيلِ حوزوى را « طلبگى » مىگويند . شنيدهام كه مردم آذربايجان ، « طلّاب » را هم ( كه جمعِ ديگر « طالب » است ) ، به معناى مفرد به كار مىبرند .
بارى ، استعمال لفظ صحيح وفصيح « طالبعلمى » ، توسّطِ علّامهء مجلسي ومتّصل نوشتنِ آن ( كه نمودِ تلقّى صرفى « واحد » اين اصطلاح است ) ، در خورِ نگرش مىنمايد .