تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
مناسب تر است . چهارم . محقّقانى كه پس از مرحوم تربيت از اشرف وآثارش نام برده‌اند ، همين كنيه ونام أبو علي حسين بن حسن مراغى را براي اشرف ذكر كرده‌اند از آن جمله‌اند : مرحوم محمدعلى مدرس خيابانى ، « 1 » مرحوم طاهرى شهاب ، « 2 » سعيد نفيسى « 3 » وبرخى ديگر . چنانكه گذشت ، اشرفْ شاعرى گوشه نشين ومنزوى بود واين سبب شده كه از وى كمتر توصيفى در تذكره‌هاى أدبي به ميان آيد . اوحدى بليانى كازرونى در « تذكرهء عرفات » مىنويسد : اشرف خيابانى ، مردى درويش نمدپوش قورچوق پيچ بوده « 4 » وبه مردم ، كم آميختى وتتبّع خمسه كرده‌است . « 5 » صاحب « صحف إبراهيم » نيز گفته‌است : مولانا سيد اشرف ، هميشه با شاهزاده پير بوداق خان ، ولد جهانشاه خان ، پادشاه بوده وبعد از كشته شدن پير بوداق در بغداد از دست‌پدرش جهانشاه ، درويش اشرف به تبريز آمده در به روى مردم بست وتازنده بود به مجلس كسى نرفت . « 6 » وبالآخرة ، أمير عليشير نوايى در تذكرهء « نفايس المجالس » چنين نوشته‌است : مولانا اشرف‌خيابانى ، مرد درويش‌و نامراد است وهميشه بر
هامش
( 1 ) . ريحانة الأدب ج 1 ، ص 128 . ( 2 ) . نسخه‌هاى خطى « نشريه دانشگاه تهران » ج 6 ، ص 625 . ( 3 ) . تاريخ نظم ونثر فارسي ، ص 339 . ( 4 ) . قورچوق ، نمد درازى بوده كه درويشان ، دور كلاه خود مىپيچيده‌اند . ( 5 ) . دانشمندان آذربايجان ، ص 147 . ( 6 ) . همان جا .