كي دگر التفاتِ ذره كنيم * ما كه با آفتاب پيوستيم
تا كه ميل وجود شد به ظهور * از نهانخانهء عدم جستيم
به خرابى ومستى ابدى * عهد با ساقى أزل بستيم
بادهء عاشقانه نوشيديم * توبه زاهدانه بشكستيم
از دو عالم به غمزهء ساقى * تا مقيّد شديم ووارستيم
هركجا هست ساقى ما اوست * مست اوييم هركجا هستيم
رغم انف حريف خلق پرست * ما به غير از خداى نپرستيم
ما در اين بحر بي ميان وكنار * ماهيانيم ليك در شستيم
رشتهء روزگار پيچاپيچ * همه زُنّار بود بگسستيم
اين شنيديم در سلوك وسكون * خواه رفتيم وخواه بنشستيم
ليس ما في الوجود الّا هو * الّذى لا اله الّا هو
نظم نثراللئالى
اشرف مراغى ، نخستين كسى بود كه پس از گذشت حدود سه قرن ، به ترجمهء منظوم وتوضيح أحاديث علوي مندرج در رسالهء « نثر اللئالي » ، همّت گمارد . وى هر جمله از كلمات قصار را در دو بيت ترجمه كرده وبه نظم كشيدهاست وكتاب را در يك مقدمه و 290 حديث وترجمه منظوم ويك خاتمه در روز سه شنبه يك هفته مانده از ماه رمضان سال 838 ق ، به پايان برده وبدان « نظم نثراللئالى » نام نهادهاست وديگر كسان به دنبال وى بدين كار روى آورده ، آثار متعدد ومتنوّعى خلق كردند . در صحّت انتساب اين رساله به اشرف ، ترديدى نيست واين ، مبتنى بر چند دليل است :
1 - رساله در سال 838 ق ، سروده شده وچندينجا نام اشرف در ديباچه وپايان رساله آمدهاست . با مراجعه به « فرهنگ