تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
است :
خداوندا ره بهبود بنماى * نقاب از چهرهء مقصود بگشاى
سوم . ليلى ومجنون كه در سال 842 ق ، به نظم كشيده شده ومطلع آن چنين است :
اى دل زتو ديده روشنايى * وز تو به تو كرده آشنايى
چهارم . هفت اورنگ يا عشق نامه كه مطلع آن اين است :
اى زمين گستر وزمان آراى * وى جهان پرور وجهان پيراى
پنجم . ظفرنامه كه در سال 848 ق ، آن را سروده وبيت اوّل آن ، اين است :
خدايا تويى پادشاه همه * خداوندى تو پناه همه
مثنويهاى پنجگانه مزبور نيز در نسخهء كليات آثار اشرف در هر دو كتابخانه مزبور در تبريز ، موجود است . مثنوى بهرامشاه كه در سال 844 ق ، از نظم آن در هرات فارغ شده‌است ونسخه‌اى از آن در كتابخانهء دارالكتب قاهره به شماره 4320 س با تاريخ 855 ق ، نگهدارى مىشود . نظم « صد كلمه » منسوب به « جاحظ » كه با حديث « لو كشف الغطاء ما ازددت يقيناً » آغاز مىشود . نسخه‌اى از آن در كتابخانهء شخصي طاهرى شهاب در سارى نگهدارى مىشود . « 1 » نظم نثراللئالى ( رساله حاضر ) . اشرف مراغى ، پيش از آنكه به عنوان شاعر وأديب متوسط مطرح باشد ، بيشتر به عنوان عارف روشندل وصوفي صافي ضمير وعاشق شيدا ودلخسته ، جلوه‌گر شده است ؛ چنانكه از اين ترجيع بند ، حال وى هويداست :
ما كه از بادهء أزل مستيم * تا ابد با پياله همدستيم
هامش
( 1 ) . نسخه‌هاى خطّى « نشريه دانشگاه تهران » ، ج 6 ، ص 625 .