أحاديث مستفيضه ، معلوم است كه جناب حضرت آفريدگار در جميع أمور امر ونهى وترغيب وتحذيرى كه فرموده ، ذو العقول را مخاطب داشته وگردن بيخردان ومجانين را از رشتهء تكليف وقلّادهء تقليد ، معرّى ومبرّى نموده وبر هيچ عاقلى ، تفاوت مراتب عقول ، پنهان وامكان تكميل آن ، پوشيده نيست ؛ چنانكه مكرّر ملاحظه شده كه گرجى پسرى كه به غير خوك چراندن وفريادهاى عبث زدن ، چيزى در متخيّلهء أو گنجايش ندارد وبعد از آنكه أسير أهل اسلام شده به موافق قواعد وضوابط شرعيه ، تربيت يافته وتحصيل علوم ومعارف كرده ، در مرتبهء أنبياء بني إسرائيل مىشود وبرادر ديگر أو كه به حسب ظاهر از أو صاحب شعورتر مىنمود ، چون از كنار پدر ومادر جدا نشد ، در همان مرتبهء بهيميّت مىماند . پس مىبايد آدمي اولًا به قدر مقدور ، تكميل عقل خود نموده ، فرقِ در ميان خوب وبد نمايد ، تا داند كه شناختن خدا ، خوب ونشناختن أو ، بد است وبعد از آنكه معرفت به وجود مُوجد حقيقي حاصل شد ، مىبايد باعثِ بر وجود خود را بداند وبفهمد كه وجود أو ، محض عبث نيست ، براي اينكه كسى كه چنين پيكرى را آفريد واين همه ضوابط را براي هر امرى از أمور قرار داده ، لا محاله حكيم است وافعال حكيم ، عبث نمىتواند بود وهر عقلي مىداند كه فعل قبيح ، باعث نقض حكمت است وقطع نظر از اينكه أصل قبيح بر خدا جايز نيست ، ثابت است كه نقص در جناب كبريائى أو نمىباشد وهر صاحب خردى مىداند خوب ، خوب وبد ، بد است ونيز ظاهر است كه اگر حضرت بارى تعالى - جلّ ذكره الأعلى - عباد را مجبور ومضطرّ بر خوب يا بد مىنمود ، جوهر عقل را بديشان نمىداد ؛ بلكه يكى را بالطّبع مايل به خير مىنمود وديگرى را راغب به شر ويكى را قوّت اقدام به طاعات مىداد وديگرى را تواناى ارتكاب به منهيات وپيغمبرى مبعوث نمىكرد كه در مدّتهاى مديد ، أوقات خود را صرف
ميراث حديث شيعه — صفحة 168
مساهمون: مهدى مهريزى
ص١٦٨