[ متن رساله ]
بسم الّله الرّحمن الّرحيم حمد بي حدّ وثناى بيرون از عَد ، حضرت قادر مختار وجنابِ عادل جبّارى را سزاست كه در مملكت هر وجودىْ پادشاهِ عقل را حاكم مطلق العنان نموده كه اگر متقلّبهء شبهات آرا ، دست بر وى نمايند ، به پايمردى أو دفعِ آن شود ودر شهربند حيات هر موجودى ، شحنهء دل را قاضى صاحب اختيار كرده كه هرگاه جواسيس غفلات توقّع ، چشمْ روى داشتهباشند ، به يمن حراست أو ، دفع آن گردد . بيت :
عقل را عقل كرد ودل را دل * تا شود زاين دو مدّعا حاصل
عقل ذات خداتْ بنمايد * دل به راه هُداتْ بگشايد
عقل اثبات آن وجود كند * دلت انكار ذي الجحود كند
اين دو با يكدگر چو وصل شوند * خوب وبد در ميانه فصل شوند
ودرود نامعدود ، پيغمبر محمودى را رواست كه عقل صادق أو ، معيار كمال عقول اصنافِ عالم است ودل واثق أو ، آيينه حقّ نماى مطالب واغراض بنىآدم .