متعسّر شده ، بنائاً على هذا براي عرض آنچه از حديث مذكور ، مفهوم داعى شده به تحرير اين چند كلمه ، مبادرت مىنمايد ، واللَّه المستعان .
پوشيده نماند كه چون فهم حديث مذكور ، بدون تمهيد بعضي مقدمات ، متعسّر است ، لهذا محرز مىگردد كه حضرت قادر مختار ، براي شناساندن ذات گرامى خود ، ايجاد جميع مكوّنات نموده وبه مصداق آيهء وافى هدايهء :
« وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ »
« 1 » ، افراد جنّ وانس را براي ستايش وبندگى جناب كبريايى خود ، آفريده وگوهر عقل را در صدف هر سرّى به وديعت گذاشته وراه استنباط واستدلال هر چيزى را ياد نموده وقوّت تميز ميان حقّ وباطل را بدو كرامت فرموده ، هر ذي عقل به محض ديدن بنايى ، به باني آن پى مىبرد وهر صاحبْ خِرَدى به مجرّد ديدن دودى ، علم قطعي بر وجود آتش مىبرد . بيت :
هر ذرّه كه در كَون وجودي دارد * از هستى مطلق تو بودى دارد
دانم به يقين كه آتشى پنهان است * از روزن خانهاى كه دودى دارد
وبا وجود آنكه از بديههء حس در مشاهدهء آفاق وأنفس وقرار ومدار آنها ، علم قطعي بر موجد آنها حاصل مىشود ، خداوند رحيم ورحمان از فرط برّ وامتنان براي تصقيل عقول وتذكير معامله فطرت ، پيغمبران عظيم الشأن را بر افراد أنام ، مبعوث داشته تا همگى به رهنمود ايشان ، طريق معرفت ايزد سبحان را شناسند وزرِ تمام عيار عقول به محك ايشان رسانيده وقدر مرتبهء آن را دانند حتى لا يكون للنّاس على اللَّه حجة بعد الرسل « 2 » .
وبعد از فهم مراتب مذكوره ، ببايد دانست كه به مدلول آياتِ مباركه
و
هامش
( 1 ) . سورهء ذاريات ، آية 56 .
( 2 ) . تلميحى است به آيهء يكصد وشصت ويكم از سورهء نساء .