مىخواندند كه مورد پسند ايشان نبود مثلًا : عبد اللّه بن مسعود كه از زمان خليفه دوم مقرىء ( معلم قرآن ) اهل كوفه ، بود پس از درگيرى با وليد والى كوفه براى اهل كوفه از مصحف خود مىخواند : « إِن جَآءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُواْ أَن تُصِيبُواْ قَوْمَا بِجَهَلَةٍ » « 1 » درباره وليد نازل شده است ! !
در مدينه نيز كه صحابه با مروان بن الحكم درگير شدند ، از مصحفهاى خود مىخواندند : « وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِى الْقُرْءَانِ وَ نُخَوّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْيَنًا كَبِيرًا » « 2 » درباره بنى العاص يعنى : مروانيان نازل شده است حال شهرهاى ديگر نيز اين چنين بوده است . پس معناى اختلاف مصحفهاى صحابه در زمان عثمان اختلاف در بودن تفسير بعضى آيات در مصحف صحابهاى و نبودن آن در مصحف ديگرى بوده است و سبب اين اشتباه كه پنداشتهاند صحابه قرآنهاى مختلف داشتهاند آن است كه معناى اصطلاحات قرآنى عصر صحابه ، در عصر ما تغيير كرده است .
مصحف در عصر صحابه تا اوائل قرن دوم هجرى به معناى نوشتار بين دو جلد بوده ، چه قرآن با تفسير باشد مانند مصاحف صحابه يا نوشتار حديث باشد مانند مصحف خالد بن معدان كه سال صد و سه يا چهار يا هشت هجرى وفات كرده و مانند مصحف فاطمه دختر پيامبر صلى الله عليه و آله كه امام صادق عليه السلام مىفرمايد : در آن مصحف يك حرف از قرآن نيست ، بلكه اخبار غيبى است .
از آنجا كه امروزه معناى مصحف نزد مردم مساوى با قرآن است خيال كردهاند اختلاف مصاحف صحابه اختلاف در نصّ قرآن بوده است و مصحف فاطمه دختر پيامبر صلى الله عليه و آله كه در روايات اهل البيت است قرآن ديگرى است .
با اين بيان براى حاضرين سه امر روشن شد :
هامش
( 1 ) . سوره حجرات ، آيه 6 . اگر فاسقى براى شما خبرى آورد درباره آن تحقيق كنيد ، مبادا نادانسته به گروهى آسيب رسانيد ! در شأن نزول اين آيه فاسق خبر آورنده وليد بن عقبه ، برادر مادرى عثمان خليفه سوم معرفى شده است .
( 2 ) . سوره اسراء ، آيه 60 . و شجره ملعونه درخت نفرين شده را كه در قرآن ياد كرديم ما آنان را بيم مىدهيم ، ولى جز طغيان عظيم ، چيزى بر آنان نمىافزايد !