آقاى معز الدين :
طىّ تماسى كه داشتيم مقالات را نفرستادند ، مشابه همين سمينار در اسپانيا نيز برگزار شد ، مقالات را مطالبه كرديم نفرستادند و پاسخ دادند بعدا ارائه مىشود .
در حال حاضر مقالات به صورت كتاب منتشر شده و در اختيار عموم است .
علّامه عسكرى : پس تصوّر من كه هدف غافلگير كردن عالم شيعى ايران بوده درست است . به هر حال ، اينجانب با كمك آقاى مهندس آريايى و مجوّز وزارت ارشاد هشت صندوق كتاب به همراه برديم . آن دو نفرى كه بايد با من مناظره داشته باشند ، قبلًا مقاله مرا در دست داشته و مطالعه كرده بودند . من فقط در حدّ عنوان اطّلاع داشتم كه بحث درباره سنّة الرسول صلى الله عليه و آله مىباشد .
بعد از ورود به تركيه با آقاى « دكتر مصطفى اوزاك » نايب رئيس « وقف الدراسات الاسلامية » مركز تحقيقات اسلامى كه متخصّص مسايل ايران و از مناظرين با من بود استاد دانشكده الهيات دانشگاه مرمره آمده بود ، ملاقات داشتم . « 1 »
شب اول كه شب معرفى ميهمانان محترم بود ، آقاى احمد الكاتب نيز جزء ميهمانان محترم اين جلسه بود ! ايشان با ادعاى شيعه بودن در تبليغ افكار خود در انكار وجود حضرت مهدى ( عج ) شديدا فعال بود ! ! « 2 » .
صبح روز بعد در شروع كنفرانس ، اينجانب را جزء محترمين وفود ( حدود هشت نفر ) در رديف جلو جاى دادند « 3 » . آقاى اوزاك رئيس وقف الدراسات روز اول با سخنرانى كوتاهى كنفرانس را افتتاح كرد سپس مرا صدا كردند ، تصوّر كردم مقاله مرا جلو انداختهاند گفتم : مقاله را نياوردهام ولى با وجود اين ، پشت تريبون
هامش
( 1 ) . نامبرده ايرانشناسى ورزيده است ، با زبان فارسى و آثار شعراى معروف ايران آشناست و درباره تشيّع و انقلاب اسلامى ايران تحقيق كرده است .
( 2 ) . نامبرده در حال حاضر در لندن است و نشريهاى به نام « الشورى » منتشر و به سراسر جهان ارسال مىدارد .
( 3 ) . و در جنب من آقاى شيخ محمّد على صابونى بود كه اصلًا اهل سوريا و چهل سال ساكن عربستان سعودى بود ايشان يگانه كسى بود كه هر وقت مىخواست مىتوانست پشت تريبون رفته و درباره هر سخنرانى كه مىشد اظهار نظر كند و پس از صرف نهار و شام نيز دعا مىكرد و با شوخى هر چه كه مىخواست مطرح مىكرد و مستمعين از بيانات او خوششان مىآمد و مىخنديدند به جز نهار روز اوّل كه سفير سعودى دعا كرد .