درشكهچى گفت : باقى مانده را من مىدهم . با هم به كاخ سعدآباد رفتند ، براى مرحوم مدرس چايى آوردند ، ايشان لب به چاى نزد ، رضا شاه با قاشق چاى خورى مقدارى از چاى را خورد ( يعنى درون چاى سم نيست بخور ) رضا شاه رو كرد به مرحوم مدرس و گفت : چرا با من مخالفت مىكنى ؟ مرحوم مدرس فرمودند : چون كه شما را انگليسىها روى كار آوردند .
اما از الآن بيا و شاه ايران شو ، براى مملكت خودت كار كن ، به فكر مردم باش ، اگر تو شاه ايران شوى ( نه نوكر بيگانه كه تقريبا شرط مُحال بود ) من از تو و قصرت محافظت مىكنم . رضا شاه گفت : به تو هم انگليسىها پول مىدهند تا با من مبارزه كنى ! مرحوم مدرس فرمودند : به جدّم قسم ! پير زنها بقچه بستههايشان را به من مىدهند تا با تو مبارزه كنم . « 1 »
8 . خاطرهاى از آيت اللّه العظمى ميلانى رحمهالله
منزل حضرت آيت اللّه ميلانى رحمهالله در طرح توسعه حرم رضوى عليه السلام قرار گرفته بود . از ايشان تقاضا كردند كه منزلشان را در اختيار آستان قدس قرار بدهد .
ايشان هم موافقت نمودند . آستان قدس رضوى مَبْلَغى را به عنوان قيمت خانه به حضرت آيت اللّه ميلانى رحمهالله دادند ؛ ولى ايشان حاضر نشد پولى بابت منزلشان از آستان قدس دريافت كنند و در جواب آنها فرمودند : من از حضرت رضا عليه السلام پول نمىگيرم .
دوستان قرار گذاشتند تا منزلى را براى ايشان تهيه كنند ، منزلى را ( كه از جهت موقعيت مناسب بود ) براى ايشان در نظر گرفتند و قرار شد پس از موافقت حضرت آيت اللّه ميلانى رحمهالله آن خانه را خريدارى كنند . روزى كه ايشان را براى ديدن منزل بردند ، زمانى كه ايشان به درب خانه رسيدند ايستادند و فرمودند : من وارد اين منزل نمىشوم و اين منزل را نمىخواهم ! عرض كردند : چرا ؟ فرمودند : چون كه در اين منزل خيلى گناه شده است ! ما از
هامش
( 1 ) . يادداشتهاى من از افادات شفاهى علّامه عسكرى ، يعنى مبارزه من مردمى است .