3 . مخالفت با هواى نفس
« عربها ( چنان كه معروف است ) ميهمان نوازند و اگر ميهمان در منزل ميزبان چيزى نخورد اين توهين بزرگى به حساب مىآيد .
مرحوم جدم آيت اللّه ميرزا محمد تهرانى رحمهالله فرمود : شخصى آمده بود به مدرسه ميرزاى شيرازى و ميهمان آنجا شد . برايش خربزه آوردند ( آن زمان در سامرا خربزههاى شيرينى بود كه نظيرش را در جاى ديگرى نديدم ) [ مرحوم جدم فرمود ] ديدم اين شخص روى خربزه نمك ريخت و مشغول خوردن شد . اوقاتم تلخ شد كه چرا اين كار را كرد ، لذا از او سؤال كردم كه چرا اين كار را كردى ؟
گفت : كنار حرم اين خربزهها را كه ديدم هوس كردم بخورم ولى نخوردم چون كه عمرى است خلاف هواى نفسم رفتار كردم ، در اينجا هم اگر نمىخوردم شما ناراحت مىشديد ، لذا نمك ريختم تا هم با هواى نفسم مخالفت كرده باشم و هم دعوت شما را پذيرفته باشم » . « 1 »
4 . خاطرهاى از اولين منبر
حضرت استاد علّامه عسكرى در سال 1353 ه . ق . كه از قم به سامرا برگشتند ( در حالى كه 21 سال بيشتر نداشت ) در مدرسه ميرزاى شيرازى بزرگ رحمهالله براى اوّلين بار به منبر رفتند .
بزرگان علماى سامرا در مجلس حاضر بودند ، عالمانى نظير حضرت آيت اللّه ميرزا حبيب اللّه اشتهاردى ، آيت اللّه ميرزا محمود شيرازى ، آيت اللّه سيّد حسين شاهرودى و آيت اللّه حاج شيخ ذبيح اللّه محلاتى ، حضرت علّامه در آغاز صحبت آيه نفر را تلاوت كردند « فَلَوْلَا نَفَرَ مِن كُلّ فِرْقَةٍ مّنْهُمْ طَآلءِفَةٌ لّيَتَفَقَّهُواْ فِى الدّينِ وَ لِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ » ؛ « 2 » ( از هر گروهى از آنان ، طايفهاى كوچ نمىكند تا در دين
هامش
( 1 ) . يادداشتهاى من از افادات شفاهى علّامه .
( 2 ) . سوره توبه ، آيه 122 .