حقوقمان را قطع كردند ، من براى خودم چيزى نمىخواهم ؛ اما شما اجازه سهم امام را براى مسجد از مراجع بگيريد من هم ماجرا را براى آيت اللّه شبيرى زنجانى نقل كردم و از ايشان اجازه گرفتم « 1 » . « 2 »
11 . عبد السلام عارف و علّامه عسكرى
عبد السلام عارف رئيس جمهورى عراق قصد اعدام كردن بيست و يك نفر را داشت كه من هم در ليست اعدامىهاى او بودم ، او پسرى ( به نام احمد ) داشت ، از وزير معارف ( آموزش و پرورش ) درخواست مىكند تا پسرش را در بهترين مدارس بغداد ( كه بهترين مدارس ، مدارس الامام الجواد عليه السلام سيد مرتضى عسكرى بود ) ثبت نام كند .
وزير معارف پسر عبد السلام را در مدرسه ما ثبت نام كرد پس از مدتى عبد السلام عارف از وزير معارف سؤال مىكند كه اين مدرسه توسط چه كسى اداره مىشود ؟ او هم نام مرا مىبرد ، تا عبد السلام عارف اسمم را شنيد از ادامه تحصيل پسرش در مدرسه ما جلوگيرى كرد و او را به مصر فرستاد . « 3 »
12 . خاطرهاى از تأليف « معالم المدرستين
» در دوران طاغوت سردمداران حكومت ، قصد تخريب دين و حوزههاى دينى را داشتند در همين راستا كتابها و مقالات گوناگونى را نشر مىدادند و از جمله آنها كتابى درباره « تشكيك در خمس » چاپ و نشر شد ، « 4 » اين كتاب را آوردند تا من به شبهاتش پاسخ بدهم وقتى كتاب را مطالعه كردم متوجه شدم اصل اين تشكيك از كسروى است . او مىگفت كه امام صادق عليه السلام چون به
هامش
( 1 ) . يادداشتهاى من از افادات شفاهى علّامه عسكرى .
( 2 ) . حضرت علّامه در اين جا نوشتند كه داستان ادامه دارد ولى متأسفانه فرصت سؤال از ايشان نشد .
( 3 ) . همان .
( 4 ) . حيدر على قلمداران نويسنده آن كتاب بود . براى آشنايى بيشتر با شخصيتِ اين نويسنده ر . ك : به كتاب « جريانها و سازمانهاى مذهبى سياسى ايران » جناب آقاى رسول جعفريان ، ص 723 - 726 .