همراهش بودند فرار كردند ، هنگام شليك ، گلوله درون لوله تفنگ گير كرد ، كسروى عصايى داشت ( كه در واقع غلاف شمشير بود ) از درون عصا شمشير را بيرون آورد و به سمت من حملهور شد ، من هم با او گلاويز شدم ، در اين اثناء پليس هم رسيد و ما را از يكديگر جدا كرد و ما را سوار درشكه كردند تا به كلانترى ببرند ، به نظرم رسيد كه اگر به كلانترى برسيم من شكست مىخورم ، همانجا تصميم گرفتم تا او را خفه كنم براى اين كار گلوى كسروى را فشردم دوباره درگيرى درون درشكه شروع شد ، درشكهچى كه شاهد اين صحنه بود پا به فرار گذاشت ، درشكه واژگون شد و درون نهر آبى كه از آن مسير عبور مىكرد افتاد . بالأخره مأمورين آمدند و ما را به كلانترى بردند » .
بعد از اين ماجرا عدهاى از تجّار تهران مرحوم شهيد نواب صفوى را از زندان آزاد كردند ؛ ولى او خيلى ناراحت بود از اينكه موفق به كشتن كسروى نشده بود . من به او گفتم ناراحت نباش در واقع تو او را كشتى ، تو شخصيت كسى را كه ادعاى پيامبرى مىكرد شكستى . « 1 »
2 . مسموم كردن آخوند خراسانى رحمهالله در جريان مشروطيّت
مرحوم جّدم آيت اللّه ميرزا محمد تهرانى رحمهالله ( كه در آن ايّام ) در نجف بودند فرمودند :
« آيت اللّه ملّا محمّد كاظم خراسانى رحمهالله ( صاحب كفاية الاصول ) در ابتدا با مشروطيت موافق بود و از آن طرفدارى مىكرد ؛ ولى پس از شهادت آيت اللّه حاج شيخ فضل اللّه نورى رحمهالله پى به اشتباه خود برد و براى جبران اين اشتباه تصميم گرفتند براى مبارزه با مشروطيت به ايران بيايند . در آن زمان بيشتر مسافرتها با چهارپايان صورت مىگرفت ، لذا وسائل سفر را يك روز قبل از حركت ، آماده مىكردند ، مرحوم آخوند خراسانى رحمهالله وسايل سفر را براى سفر آماده كردند ؛ امّا شبى كه قرار بود فردايش به ايران بيايند او را مسموم كردند » . « 2 »
هامش
( 1 ) . يادداشتهاى من از افادات شفاهى علّامه عسكرى .
( 2 ) . يادداشتهاى من از افادات شفاهى علّامه عسكرى .