را بر طرف كند و در پايان ، حالت نفسانيهاى به نام اراده در انسان به وجود مىآيد كه از آن به « شوق مؤكد » تعبير نمودهاند ؛ يعنى آن اشتياق كاملى كه انسان را راحت نمىگذارد ، بلكه به دنبال و همراه شوق مؤكد ، مراد را در خارج ايجاد مىكند ، يا از طريق طلب انشايى ، ديگرى را به انجام آن وادار ( بعث ) مىنمايد .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 28 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 423 .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 226 .
مبادى عرضى
مبادى اشتقاق خارج از ذات مشتق مبادى عرضى ، از اقسام مبادى مشتقات ، و به معناى مباديى است كه از ذاتيات شىء ( اجزا و ماهيت آن ) نمىباشد ، مثل :
ضارب ، كه ضرب از مبدأ ذاتيات شخص نيست بلكه از مبادى عرضى مىباشد ؛ مقابل مبادى ذاتى ، مانند : سوزاندن براى آتش ، كه جزء ماهيت آتش است .
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 120 .
مبادى عمومى اصول فقه
مقدمات عمومى براى فهم مباحث اصول فقه مبادى عمومى اصول فقه ، مقابل مبادى خصوصى اصول فقه بوده ، و به معناى امورى است كه دانستن آنها براى يادگيرى تمام مباحث علم اصول فقه ضرورى است ، مانند : بحث از موضوع علم اصول ، غايت آن و مباحث وضع ، دلالت و غيره .
فيض ، على رضا ، مبادى فقه و اصول ، ص 9 .
مبادى غير متعدى
ر . ك : مبادى لازم
مبادى كلامى اصول فقه
مباحث اعتقادى دخيل در فهم مسائل اصول فقه مبادى كلامى اصول فقه ، به آن دسته از مسائل كلامى گفته مىشود كه دانستن آنها براى يادگيرى علم اصول ، ضرورى است ، همانند : بحث از حسن و قبح عقلى و جبر و اختيار .
رشتى ، حبيب الله بن محمد على ، بدائع الافكار ، ص 3 .
مبادى لازم
مبادى مشتق از نوع مصادر لازم غير متعدّى مبادى لازم ، از اقسام مبادى مشتقات و به معناى مباديى است كه از مصادر لازم مىباشد ، مانند : قيام و قعود .
به مرحوم « صاحب فصول » نسبت داده شده كه گفته است :
اگر مبدأ مشتق از مصادر لازم باشد ، استعمال مشتق در خصوص متلبس ، حقيقت و در « ما انقضى عنه المبدأ » مجاز است ، مانند : جالس و ذاهب ، اما اگر مبدأ مشتق ، متعدى باشد ، در اين صورت ، مشتق در اعم ، حقيقت است ، مانند : سارق و قاتل .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 174 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 67 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 313 .
مبادى لغوى اصول فقه
مباحث لغوى دخيل در فهم اصول فقه مبادى لغوى اصول فقه ، به معناى يك سلسله تصورات يا تصديقات مربوط به امور لغوى ( همچون صرف و نحو ) است كه دانستن آنها براى يادگيرى علم اصول فقه ضرورى است ، مانند : بحث از تعريف حقيقت و مجاز و وضع كه مقدمه مباحث الفاظ اصول فقه مىباشد .
رشتى ، حبيب الله بن محمد على ، بدائع الافكار ، ص 3 .
مبادى متعدى
مبادى مشتق از نوع مصادر متعدّى غير لازم مبادى متعدى ، مقابل مبادى لازم ، و از اقسام مبادى مشتقات است . مبدأ متعدى مشتق ، مبدئى است كه از مصادر متعدى مىباشد ، مانند : ضرب و قتل .
به مرحوم « صاحب فصول » نسبت داده شده كه گفته است :
اگر مبدأ مشتق از مصادر لازم باشد ، استعمال مشتق در خصوص متلبس ، حقيقت و در « ما انقضى عنه المبدأ » مجاز است ، مانند : جالس و ذاهب ، اما اگر مبدأ مشتق ، متعدى باشد ، مشتق در اعم ، حقيقت است ، مانند : سارق و قاتل .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 174 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 67 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 313 .
مبادى مشتقات
بحث درباره تعيين مبدأ اشتقاق مشتقات ميان اصولىها ، درباره مبدأ و پيدايش مشتق اختلاف وجود دارد :
1 . عدهاى معتقدند مبدأ مشتق ، مصدر است ؛
2 . جمعى اعتقاد دارند مبدأ مشتق ، فعل است ؛
3 . برخى مىگويند مبدأ مشتق ، اسم مصدر است ؛
4 . مرحوم « محقق نايينى » مىگويد : مبدأ مشتق ، همان ماده صرف است كه در همه صيغهها هست ، مانند : ماده « ض ، ر ، ب » كه در ضرب ، ضارب ، يضرب و . . . وجود دارد .
نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 2 ، 1 ، ص 96 و 99 .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 206 .